منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢
آشنايى انسان با مبدأ و معاد است، به گونه اى كه اگر اين گروه در ميان مردم نبودند هدف ياد شده به ندرت جامه عمل مى پوشيد و همان گونه كه يادآور شديم با وجود اين تمدن ها و پيشرفت هاى علمى، هنوز بشر دست از بت پرستى بر نداشته و يك ميليارد مسيحى، پيامبرى به نام مسيح را خدا مى انگارند.
حال، اگر يك چنين آموزگاران الهى در دل اجتماع مبعوث نمى شدند وضع بشر از نظر مبدأ و معاد چگونه بود؟ تو خود حديث مفصل بخواه از اين مجمل.
و در سخنان پيامبرو پيشوايان معصوم (عليهم السلام) به چنين انگيزه اى از بعثت اشاره هايى وجود دارد اينك برخى را به عنوان توضيح اين انگيزه يادآور مى شويم.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ضمن حديثى مى فرمايد:
«ولا بعََثَ اللّهُ نَبِيّاً ولا رَسُولاً حتّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلُ وَيَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ أُمَّتِهِ».[١]
«خداوند هيچ پيامبر و رسولى را بر نينگيخت جز اين كه خردها را تكميل نمايد (عقل او به كمال رسد) و از اين نظر بايد خرد او بالاتر از عقول امت وى باشد».
شكى نيست كه تثبيت يكتاپرستى در جامعه بشرى از طريق بالا بردن خردها و بينش ها صورت مى گيرد. انسانى كه گوهر خود را نشناخته در برابر سنگ و گِل كه به مراتب از او پست ترند خضوع مى كند، ولى انسان هاى والا و
[١] كافى، ج١، باب عقل.