منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٩
است، ابلاغ نمايد و جامه عمل بپوشاند، و در تمام موارد قرآن، آنجا كه لفظ نبى به كار رفته، نظر به جهت نخست بوده و آنجا كه لفظ رسول به كار رفته است نظر به جهت دوم مى باشد.
ازاين جهت پيوسته كلمه «وحى» با واژه نبى و نبيّين همراه بوده است چنان كه مى فرمايد:
(إِنّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوح وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوحَيْنا إِلى إِبْراهيمَ وَإِسْماعيلَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ وَعِيسى وَأَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَهارُونَ وَسُلَيْمانَ وَآتَيْنا داودَ زَبُوراً)[١].
«ما به تو وحى كرديم همچنان كه به نوح و پيامبران پس از او وحى كرديم و نيز به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب واسباط و عيسى و ايوب، و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم، و به داوود، زبور را داديم».
آرى اگر در مواردى كلمه «وحى» با واژه رسول به كار رفته است به خاطر نكته ديگرى است كه از اين اصل عدول شده است، چنان كه مى فرمايد:
(وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُول إِلاّ نُوحِى إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدُونِ)[٢]
«ما پيش از تو رسولى را نفرستاديم مگر اين كه به او وحى كرديم كه جز من خدايى نيست، مرا پرستش كنيد».
علت عدول از كلمه «نبى» به «رسول» در اين آيه جمله (وَما أَرْسَلْنا)است، و اگر به جاى آن كلمه «وما أوحينا من قبلك» به كار مى برد، حتماً به جاى رسول، كلمه نبى را استعمال مى كرد.
و همچنين در مواردى كه شخص طرف وحى را بر انجام كارى و تبليغ
[١] نساء/١٦٣.
[٢] انبياء/٢٥.