منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٣
مى روند.
برخى به خاطر فرار از اشكال، «نبى» را به معنى «رفيع» و بلند مرتبه تفسير كرده اند، نه به معنى آگاه از خبر و يا خبرگزار.
در حالى كه اين لفظ در قرآن جز در همان معناى معروف در معنى ديگرى به معنى «رفيع» به كار نرفته است به گواه اين كه لفظ نبى از «نبأ» به معنى «خبر» مشتق است، نه از «نبوت» به معنى «رفعت».
گذشته از اين، تفسير ياد شده در برخى از آيات صحيح نيست آنجا كه مى فرمايد:
(وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُول وَلا نَبِىّ إِلاّ إِذا تَمنّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فى أُمْنِيَّتِهِ...)[١].
«ما هيچ رسول و پيامبرى را مبعوث نكرديم، مگر اينكه هر موقع آرزو مى كرد; شيطان در آرزوهاى او مداخله مى كرد».
زيرا اگر مقصود از «نبى» فردى باشد كه براى تبليغ اعزام نشده است، در اين صورت با جمله (وَما أَرْسَلْنا)ناسازگار خواهد بود، زيرا صدر آيه حاكى است كه نبى و رسول هر دو اعزام شده اند و شيطان در امنيه و آرزو (برنامه هاى تبليغاتى )آنها مداخله مى كرد.
ب. رسول، پيامبر صاحب كتاب است
زمخشرى در تفسير آيه(وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُول وَلا نَبِىّ ...) مى گويد: رسول كسى است كه علاوه بر معجزه، كتابى هم بر او نازل شده باشد، در حالى كه نبى ممكن است پيامبرى باشد اعم از اين كه كتابى بر او
[١] حج/٥٢.