منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٤
مربوط به جدال اهل كتاب با پيامبر، و گفتگوى مشركان با او، و تهمت ها و افتراهاى آنان به پيامبران و همچنين گفتگوهاى پيامبران با افراد مختلف آمده است كه نمى توان در آنها مراحل سه گانه را به صورت صحيح تصوير كرد مثلاً براى آيه (قَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّتِى تُجادِلُكَ...)[١] :«خدا مجادله مردى را در مورد همسرش با تو شنيد»، و آيات ديگرى كه از همين سنخ مى باشد، چگونه مى توان سه نوع وجود عقلائى، مثالى و حسى تصوير كرد ووحى را تنزل وجود عقلى دانست؟ اين نوع تنزل و مراتب وجودى مربوط به معارف و احكام ومبادى آنها است كه مى توانند درجات سه گانه وجودى داشته باشند.
آرى نقطه قوت اين نظريه اين است كه ارتباط وحى را با جهان غيب محفوظ داشته و هرگز آن را زاييده نفس نبى به صورت هاى سه گانه اى كه بيان شد نمى داند، و لذا قائلان به اين نظريه را نمى توان از اين جهت مورد انتقاد قرار داد.
در پايان يادآور مى شويم كه حساب انسان هاى تلاشگر و انديشمند كه پيوسته مى خواهند مشكلات علمى را حل كنند هر چند موفق به اين كار نگردند، از حساب افراد وامانده، و واپس گرا جدا است. گروه نخست براى تسخير قله هاى علم به راه مى افتند، هر چند به قله، راه نمى يابند، ولى گروه دوم در همان دامنه كوه دست روى دست گذارده و تن آسايى را بر رنج كار مقدم مى دارند.
[١] مجادله / ١ .