منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٦
زيرا عشق طولانى سبب مى شود كه عاشق، صحنه هاى رؤيايى را در سر بپروراند، و فكر وى در طول اين مدت، سريع و پر انرژى گردد.
٢. ستمكشى طولانى، سبب مى شود كه فرد ستمديده، فكر خود را براى رفع ستم به كار اندازد و لحظه اى آرام ننشيند.
٣. در اقليت قرار گرفتن، و شرايط نامساعد اجتماعى از عوامل رشد اين افكار است، زيرا يك اقليت براى پر كردن فاصله اى كه با اجتماع دارد، ناچار است به فكر افتد و سرانجام آنچه را مى خواهد به دست آورد.
٤. دوران كودكى، چون در اين سن كودك براى مبارزه با مشكلات آمادگى ندارد، در برابر پيش آمدهاى ناملايم، به درون گرايى مى پردازد،در اين صورت افكار كودك، رشد مى كند.
٥. تنهايى، به افكار انسان رشد مى بخشد، زيرا هنگامى كه با افراد ديگر هستيم مجبوريم لا اقل براى مدت كم هم كه باشد، مغز و افكار خود را در اختيار ديگران بگذاريم.
٦. سكوت و بيكارى، سبب مى گردند كه اراده، كمتر فعاليت كند و افكار غير ارادى آزادانه جريان يافته رشد كند.
٧. پرورش نخستين، در پيدايش نبوغ، نقش بزرگى را ايفا مى كند، مجموع علل ياد شده به اضافه وجود يك اجتماع فاسد و بى قانون سبب مى شود كه افكار پيامبران در باره مسائل اجتماعى رشد يابد و راه هاى تازه اى را براى زندگى به مردم نشان دهند.[١]
نارسايى اين تفسير
اشكالات اين نظريه فزون تر از آن است كه در اين جا بازگو شود زيرا:
[١] تلخيص از كتاب: نبوغ و علل آن، تأليف دكتر عزت اللّه مجيد پور.