منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٥
دست زده اند كه هرگز نمى توان چنين حادثه عظيمى را با آن علل محدود توجيه و تفسير كرد. ما در اين جا به چهار فرضيه كه از طرف گروه هاى مادى گرا مطرح شده و برخى از ساده لوحان نيز با خوش بينى آن را نقل كرده اند مطرح مى كنيم:
١. وحى نتيجه نبوغ انسان است
گروهى بر اين عقيده اند كه نبوغ فردى، سبب انديشه هايى در درون افراد مى شود كه از آن به نام «وحى» و نبوت تعبير آورده مى شود. آنان در اين مورد مى گويند:
دستگاه آفرينش، افراد نابغه و خيرخواهى را در دامن خويش پرورش مى دهد و آنان روى نبوغ ذاتى و افكار عالى خود جامعه را به اخلاق نيك و اعمال شايسته و رعايت عدالت اجتماعى و... دعوت نموده و از اين رهگذر گام هاى مؤثرى براى سعادت بشر بر مى دارند، وآنچه را كه به عنوان دستور و قانون به مردم عرضه مى دارند، جز نتيجه نبوغ و زاييده فكر عالى آنان چيز ديگرى نيست. و هرگز ارتباطى با جهان ديگر ندارند.
وحى منبعى جز عقل انسانى ندارد، و محصول نبوغ بشرى است، و در طول تاريخ بشر، در هر قرنى، نوابغى كه عالى ترين تجليات افكار انسانى را دارا بودند بروز كرده و خدماتى به جهان انسانيت نموده اند.
برخى از آنان پا فراتر نهاده، وجود نبوغ را معلول يك سلسله حوادث واتفاقات روانى دانسته و كوشيده اند كه با بررسى هاى وهمى و پندارى، اين علل را در زندگى پيامبران نيز پيدا كنند.
عواملى كه موجب بالا رفتن استعداد و پيدايش نبوغ مى گردد، در نظر آنان به قرار زير است:
١. عشق: اين عامل قوى ترين و پر انرژى ترين افكار را به وجود مى آورد،