منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٨
تبهكار و بى دين خواهند بود.
اكنون سخن در اين است كه او از كجا بر اين دو مطلب غيبى آگاه گرديده است؟
ممكن است گفته شود، او نخستين مطلب را از مطالعه ومشاهده انديشه، اخلاق و رفتار قوم خود پس از ساليان متمادى معاشرت با آنان به دست آورد و اين آگاهى، ريشه اى غيبى و غير طبيعى ندارد، كه به عنوان امتيازى براى وى به شمار آيد!
ولى از مراجعه به خود قرآن روشن مى شود كه آگاهى نوح در اين مورد، يك آگاهى برتر و برخاسته از وحى الهى بوده است. چنان كه مى فرمايد:
(وَأُوحىَ إِلى نُوح أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلاّ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ).[١]
«به نوح وحى گرديد كه غير از آنان كه ايمان آورده اند فرد ديگرى از قوم تو ايمان نخواهد آورد، پس ازكارهاى آنان آزرده خاطر مباش».
همانطور كه ملاحظه مى شود، آگاهى او بر ايمان نياوردن گروه كافر از قوم خود، از وحى الهى سرچشمه گرفته است. و خداوند، او را بر آينده قوم خود كاملاً آگاه نموده است.
از اين جا معلوم مى شود كه منشأ علم و آگاهى او نسبت به موضوع دوم (نسل بعدى و فرزندان كافران) هم وحى الهى بوده است وخداوند اين آگاهى غيبى را به او اعطا نموده است.
٢. آگاهى كامل يعقوب بر آينده يوسف
آنگاه كه يوسف در خواب ديد كه يازده ستاره و ماه و خورشيد بر او
[١] هود/٣٦.