منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١
اگر واجب نباشد، قبيح و نارواست، ومسئله بعثت از اين جهت مانند مسئله ثواب و پاداش است كه حسن آن از وجوبش جدا نمى گردد».[١]
بعثت پيامبران و وجوب تكليف
متكلمان اسلامى مسئله لزوم نبوت را نه تنها به طور مستقيم بر مبناى قاعده «لطف» استوار نموده اند، بلكه آن را از برخى از مصاديق و فروع قاعده لطف چون مسئله «تكليف» نيز آن را ثابت نموده اند.
مسئله تكليف در بحث مربوط به افعال خدا مطرح گرديده و از آن به عنوان يكى از نمونه هاى تحسين و تقبيح عقلى ياد مى شود. آنان تكليف را حسن و نيكو دانسته و ترك آن را قبيح و ناروا مى دانند و از آنجا كه آفريدگار حكيم منزه از هر نوع قبح و نقصان است، نتيجه مى گيرند كه تكليف بندگان بر خدا واجب است (مقتضاى حكمت پروردگار است).
بديهى است ابلاغ تكاليف الهى به بندگان جز از طريق وحى و بعثت پيامبران امكان پذير نيست. در اين صورت بعثت انبيا به عنوان شرط لازم و مقدمه قطعى براى ابلاغ تكاليف الهى به بندگان است و از نظر عقل، مقدمه واجب نيز بسان خود واجب، لازم و واجب مى باشد.
از متكلمانى كه به وجوب تكليف بر وجوب بعثت استدلال كرده است، جمال الدين مقداد سيورى حلى (م/٨٢٦هـ) است چنان كه گفته است:
«روش متكلمان در اثبات وجوب بعثت پيامبران اين است كه نبوت
[١] شرح اصول خمسه، ط: قاهره، ص ٥٦٤.