منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٧
پس در اينجا دو حكم دينى وجود دارد:
الف. وجوب پيروى از پيامبر در گفتار و رفتار.
ب. حرمت پيروى از گناه.
اكنون اگر پيامبرمعصوم نباشد و مرتكب گناه گردد، لازمه آن، دو دعوت متضاد از جانب خدا نسبت به مكلفان است.
١. دعوت به پيروى مطلق از پيامبر.
٢. دعوت به ترك حرام و در نتيجه پيروى نكردن از پيامبر.
حاصل اين دليل را در شكل قياس استثنايى، اين گونه مى توان تقرير كرد:
معصوم نبودن پيامبر ازگناه، مستلزم دعوت به متضادين است.
دعوت به متضادين محال است.
معصوم نبودن پيامبر هم محال است.
پس معصوم بودن او لازم مى باشد.
ناگفته معلوم است كه اين دليل كلامى از مستقلات عقليه نمى باشد،زيرا يكى از دو مقدمه آن مأخوذ از نقل (قرآن) است و به عبارت ديگر ملازمه ميان مقدم وتالى مستفاد از شرع است، ولى محال بودن لازم امرى عقلى است.
بنابر اين دليل نخست كه هر دو مقدمه آن عقلى است، دليلى «برهانى» ولى دليل دوم به شيوه استدلال «جدلى » مى باشد.
ب. ايذاى پيامبر حرام است
هرگاه پيامبر معصوم از گناه نباشد و ارتكاب گناه براى او جايز باشد در صورتى كه مرتكب كار ناروايى گردد باز هم محذور دعوت به متضادين لازم مى آيد، زيرا از يك طرف، نهى از منكر بر مكلفان واجب است و شكى نيست