منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
جانب خداست و به درستى وحقانيت گفتار خود ايمان و اعتقاد دارد پس چرا عملاً آن را زير پا مى نهد؟ نكند او يك انسان دروغگو و فريبكارى است؟و در نتيجه آرمان بعثت مختل مى شود.
با اين دليل حتى مى توان ثابت نمود كه پيامبران از خطا در زندگى واشتباه درموضوعات نيز بايد مصون باشند، زيرا جلب اعتماد كه نخستين پايه موفقيت يك مربى است همانگونه كه مستلزم آن است كه او را از هر نوع خطا در دريافت و تبليغ احكام الهى و نيز عمل به وظايف مذهبى و دينى مبرا بدانيم، همچنين مستلزم مصون دانستن پيامبران در كارهاى عادى و موضوعات فردى واجتماعى است، زيرا درست است كه اشتباه در امور روزانه و عادى، ملازم با اشتباه در بيان احكام الهى نيست، چه بسا ممكن است كسى در بيان احكام و معارف كاملاً مصونيت داشته باشد ولى در امور عادى و روزانه كه اشتباه در آنها به احكام دينى ضرر نمى رساند دچار خطا گردد، و تفكيك ميان اين دو قسمت براى انسان هاى واقع بين و صاحب نظر آسان است، ولى نوع مردم، به زحمت مى توانند ميان اين دو موضوع فرق بگذارند، و چه بسا با ديدن خطا و اشتباهى در امور جزئى و عادى به كليه تعاليم وى بدگمان و بى اعتماد گردند و اين بى اعتمادى به پيامبر سرانجام به تحقق يافتن آرمان بعثت لطمه وارد مى كند.
دلايل ديگر متكلمان
روشن ترين و رساترين دليل متكلمان بر لزوم عصمت پيامبران، همان دليل سابق است ولى متكلمان دلايل ديگرى نيز بر اثبات مدعاى خود اقامه كرده اند كه برخى را يادآور مى شويم.
الف. دعوت به متضادين محال است
مى دانيم كه پيروى از پيامبران الهى امرى واجب و لازم است، زيرا برآورده