منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨١
و يا آن كه در آن تصرف گرديده كم يا زياد گردد.
ولى شكى نيست كه عصمت پيامبران در اين مرحله نيز امرى قطعى و غير قابل ترديد است، و نظريه مخالفى نيز نقل نگرديده است جز آنچه به قاضى ابو بكر باقلانى از متكلمان اشعرى نسبت داده شده است كه وى خطاى سهوى در تبليغ را منافى با مقام نبوت و هدف رسالت ندانسته است.
٢ . عصمت در مقام عمل به احكام الهى
شكى نيست كه پيامبران همان گونه كه مبلغان احكام الهى به انسان هاى ديگر هستند، خود نيز مكلف به آن احكام مى باشند، ومقتضاى عصمت در اين مرحله اين است كه آنان در برابر دستورات الهى كاملاً مطيع و منقاد بوده و مرتكب ترك واجب يا فعل حرامى نگردند. گرچه اصل «عصمت» پيامبران در اين مرحله مورد قبول همه متكلمان اسلامى (جز حشويه و اصحاب الحديث)است، ولى در چگونگى و مراتب آن آراى مختلفى ابراز گرديده است.
الف. متكلمان اماميه
از نظر آنان دايره عصمت بسيار گسترده است، هم قبل از بعثت را شامل است و هم بعد از بعثت را، و پيامبران هم از گناهان كبيره معصومند و هم از گناهان صغيره خواه به صورت عمدى و خواه به صورت سهوى و يا از روى تأويل و مانند آن.[١]
[١] اين سخن فاضل مقداد است ولى شيخ مفيد گفته است قبل از نبوت صدور صغيره هايى كه موجب پايين آمدن شأن فاعل آن در نظر مردم نيست به طور سهوى جايز است و امّا ما كان من صغيرة لا يستخف فاعله فجائز وقوعه منهم قبل النبوة وعلى غير عمد (اوائل المقالات، ص ٢٩ـ٣٠).