منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٦
آنان معلمان و آموزگارانى اعزام كند و ناچار بايد اين معلمان، نسبت به افراد مورد تعليم، برترى داشته و آگاهى هاى لازم را دارا باشند و از آنجا كه نفس هر انسانى در حدّ ذات فاقد هر نوع كمال و فضيلت بالفعل است ناچار بايد خداى جهان آفرين چنين كمالاتى را به انسان اعطا نمايد و در نتيجه كمالات پيامبران نيز از جانب خداوند به آنان اعطا مى شود.
بنابر اين مجموع اين عوامل مى تواند دليل برگزيده شدن برخى از انسان ها به عنوان پيامبر الهى باشد. و از آنجا كه قسمت اعظم اين عوامل خارج از اختيار است، مسئله نبوت يك امر استحقاقى نخواهد بود.
اكنون لازم است، هر دو نظريه را بر قرآن عرضه داريم و از رهنمودهاى آن در اين باره بهره مند شويم:
قرآن طرفدار نظريه تفضل است و مى توان اين مطلب را از امور ياد شده در زير استفاده كرد:
الف. نبوت وگزينش الهى:
قرآن درباره پيامبران واژه هايى مانند «اصطفاء» و «اجتباء» به كار مى برد.
وناگفته پيدا است «گزينش» آهنگ تفضل دارد نه استحقاق، زيرا بنابر استحقاق، انسانى كه واجد ملاكات لازم براى پيامبرى است خود به خود براى چنين مقامى متعين مى گردد و نيازى به انتخاب و گزينش نيست[١] آنجا كه پس از نام بردن گروه بسيارى از پيامبران چنين مى فرمايد:
(وَاجْتَبَيْناهُمْ وَهَدَيْناهُمْ إِلى صِراط مُسْتَقيم ).[٢]
«آنان را برگزيديم و به راه راست هدايت كرديم».
[١] ولى ممكن است گفته شود گزينش و اصطفا با استحقاق منافات ندارد زيرا قائل به استحقاق نيز قبول دارد كه پيامبران از جانب خدا برگزيده مى شوند لكن مستحق و سزاوار اين گزينش هستند.
[٢] انعام/٨٧.