منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٩
است آنجا كه مى فرمايد:
«بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّداً (صلى الله عليه وآله وسلم) رَسُولَ اللّهِ لإِنجازِ عِدَتِهِ وَاِتمامِ نُبُوَّتِهِِ، مَأْخوذاً على النبِيِّينَ مِيثاقُهُ مَشْهُورَةً سِماتُهُ، كَريماً مِيلادُه».[١]
«خداوند سبحان حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) را بر انگيخت تا به وعده خود جامه عمل بپوشاند و سلسله نبوت را به پايان برساند در حالى كه از همه پيامبران نسبت به او پيمان گرفته شده بود، نشانه هاى او معروف و ميلادش كريم و گرامى بود».
٢. (ءَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِى...)اين جمله حاكى است كه نه تنها از پيامبران پيمان ايمان و نصرت گرفته شده، بلكه از امت هاى آنان نيز چنين پيمانى گرفته شده است به گواهى جمله (وَأَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرى) .
٣. (قالُوا أَقْرَرْنا) ولى در پاسخ، تنها اقرار پيامبران يادآورى شده است نه اخذ پيمان از امت هاى خود و به اصطلاح به يكى از دو جزء پيمان توجه شده نه جزء ديگر.
حالا نكته آن چيست؟ شايد بتوان گفت كه جمله بعدى كه هم اكنون يادآور مى شويم از ذكر آن بى نياز ساخته است.
٤. (قالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشّاهِدين)هرگاه خدا و پيامبران همگى شاهد و گواهند ناچار بايد مشهود عليهم نيز در كار باشد كه پيامبران و پيمان آنان گواهى دهند و آن جز امت هر پيامبر، كسى نيست و اگر از امت، چنين پيمانى اخذ نشده بود همگى «شاهد بدون مشهود عليه»خواهند بود.
تا اينجا با مفاد بخش هاى مختلف آيه آشنا شديم كه شامل پيامبر خاتم
[١] نهج البلاغه، خطبه ١.