منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
كه وجود بشر را مى پوشانيد از فيض هدايت الهى بهره مند بودند اين مطلبى است كه از آيات و روايات گذشته به روشنى مى توان استفاده كرد.
در اين جا ممكن است نظريّه ديگرى نيز مطرح گردد و آن اين كه شرط بهره بردارى از فيض نبوت، آمادگى فكرى و روحى وجسمى مردم و ضرورت هاى ايجاب كننده بعث آنها است و اگر اين شرط منتفى شد دليلى بر لزوم بعثت وجود ندارد.
از نظر برخى، انسان هاى نخستين از نظر فكرى و روحى در آن حد نبودند كه از فيض نبوت بهره بگيرند بلكه انسان هايى بودند كه از نظر فكرى با حيوانات فاصله چندانى نداشتند، البته نه به اين معنا كه حيوان انسان نما بودند، بلكه انسان هايى بودند بسان انسان هاى صحرا گرد و بيابان نشين نقاط دور جهان كه از نظر جامعه شناسان بقاياى همان انسان ها به شمار مى روند و فكر آنها در حدى بسيط و ابتدايى است، كه آخرين عددى كه مى توانند بشمارند از تعداد انگشتان تجاوز نمى كند.
از طرف ديگر زندگى آنان يك زندگى كاملاً اجتماعى نبود، بلكه در غارها و شكاف كوه ها وسايه درختان با اجتماع كوچكى زندگى مى كردند و از برگ و ميوه درختان جنگلى بهره مى بردند در اين صورت در ميان آنان نزاع و درگيرى نبود كه بعثت پيامبران را ايجاب كند ولى در عين حال براى اين كه مسئله لغويت در آفرينش پيش نيايد فطرت هاى دست نخورده و خردهاى بسيط آنان در ارشاد اين انسان ها به مبدأ و معاد واقامه عدل به معنى عدم تجاوز به حقوق ديگران (در شكل بسيار محدود) كافى بود، نتيجه اين كه عوامل لزوم بعثت در برخى از نقاط جهان و در برخى از برهه هاى تاريخ وجود نداشت و