منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٩
سابِق سُمِّى لَهُ مَنْ بَعْده أَو غابِر عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلى ذلِكَ نُسِلَتِ القُرُونُ، وَمَضَتِ الدُّهُورُ، وَسَلَفَتِ الآباءُ، وَخَلَفَتِ الأ بْناءُ».[١]
«خدا هرگز بندگان خود را از اعزام پيامبر مرسل، و كتاب فرود آمده از سوى او، يا دليل و حجت الزام آور و ارائه راه روشن و استوار، خالى نساخته است پيامبرانى كه نه كمى پيروان و نه فزونى تكذيب كنندگان، آنان را از انجام وظيفه باز نداشت، گاه پيامبر بعدى براى قبلى معرفى گرديده و گاه پيامبر قبلى، پيامبر بعدى را معرفى نموده، و بر اين اساس، امت ها پديد آمده و زمان ها سپرى گشته و پدران در گذشته اند و فرزندان جانشين آنان گرديده اند».
٢. باز امير مؤمنان (عليه السلام) پس از گفتگو درباره آدم و هبوط او بر زمين چنين مى فرمايد:
«فَأَهْبَطَهُ بَعْدَ التَّوبَةِ لِيَعْمُرَ أَرْضَهُ بِنَسْلِهِ، ولِيُقيمَ الحُجَّةَ بِهِ على عِبادِهِ، ولَمْ يُخْلِهِمْ بعْدَ أَنْ قَبَضَهُ، مِمّا يُؤكّدُ عَلَيْهِمْ حُجَّةَ رُبُوبيَّتِهِ، وَيَصِل بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَعْرِفَتِهِ، بَلْ تَعاهَدَهُمْ بِالحُجَجِ عَلى أَلْسُنِ الخِيَرَةِ مِنْ أَنْبِيائِهِ وَمُتَحَمِّلِى وَدائعِ رِسالاتِهِ قَرْناً فَقَرْناً حَتّى تَمّتْ بِنَبِيّنا مُحَمَّد (صلى الله عليه وآله وسلم) حُجَّتُهُ وَبَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَنُذْرُهُ».[٢]
«او را پس از توبه به روى زمين فرود آورد تا با فرزندان (نسل) خود روى زمين را آباد كند وحجت را به وسيله او بر بندگانش تمام سازد آنگاه او را قبض روح كرد مردم را از آنچه حجت پروردگارى خدا را تأكيد نمايند و آنان را به معرفت آفريدگار متصل و مرتبط سازند، خالى نگذارد. تنها چنين نكرد، بلكه آنان را با حجت هاى روشن كه از زبان بهترين مخلوقات، و حاملان رسالت او، بيان مى گرديد، زمان به زمان، موردعنايت، قرار داد حجّت هاى خدا به وسيله پيامبر ما محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) پايان يافت و دلايل و وسايل بيم آنان به آخرين نقطه رسيد».
[١] نهج البلاغه، خطبه ١.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ٩١.