منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٨
نموده است چنان كه مى فرمايد:
(وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلاً لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ...).[١]
«پيامبرانى كه سرگذشت آنها را بازگو كرديم و پيامبرانى كه خصوصيات آنان را بيان نكرديم».
وباز مى فرمايد:
(...مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ...) .[٢]
«زندگى برخى از آنان را بيان كرديم و برخى را بيان نكرديم».
بنابر اين انتظار اين كه اسامى و خصوصيات زندگى همگان در قرآن آمده باشد، انتظار بى موردى است و تعداد پيامبرانى كه اخبار از آن گواهى مى دهد مى تواند مصحح يك چنين انديشه باشد، زيرا وجود پيامبران در حد: ١٢٤٠٠٠ نفر تنها در خاورميانه و خاور نزديك، دور از اعتبار است وبايد برخى از آنان مربوط به نقاط دوردست باشد.
استدلال به روايات
امير مؤمنان (عليه السلام) پس از آن كه وظيفه رسولان را در قلمرو تبليغ روشن كرده ويادآور مى شود كه آنان آمده اند تا انديشه هاى فطرى انسان را بيدار سازند، درباره آنان چنين مى فرمايد:
١. «وَلَمْ يُخْلِ اللّهُ سُبْحانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِى مُرْسَل، أَوْ كِتاب مُنزَل، أو حُجَّة لازِمَة، أَوْ مَحَجَّة قائِمة، رُسُلٌ لا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ، ولا كَثْرَةُ الْمُكَذِّبينَ لَهُمْ: مِنْ
[١] نساء/١٦٤.
[٢] غافر/٧٨.