منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١
اين انديشه هاى پنجگانه: ١. شير دادن فرزند، ٢. به دريا فكندن او، ٣. ترسان و نگران نبودن از سرنوشت فرزند، ٤. بازگشت حتمى كودك، ٥. پيامبرى و رسالت او. كه بر قلب مادر موسى وارد شد زاييده نفس او نبوده بلكه يك عامل غيبى او را بر آنها آگاه ساخته است ولى چون اين آموزش به صورت پنهانى و به سرعت انجام گرفته است، كلمه«وحى» به كار رفته است.
از اين بيان،مفاد آيات ديگرى كه در آنها نيز لفظ وحى به كار رفته است روشن مى گردد چنان كه مى فرمايد:
(وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الحَوارييّنَ أَنْ آمِنُوا بِى وَبِرَسُولى قالُوا آمَنّا وَاشْهَدْ بِأَنّنا مُسْلِمُونَ) .[١]
«آنگاه كه به ياران نزديك مسيح وحى كرديم كه به من و رسول من ايمان بياوريد آنان نيز گفتند ايمان آورديم، شاهد باش كه ما مسلمان هستيم».
مقصود از وحى يك نوع آموزش غيبى و القا از عالم بالا بوده كه فقط حواريون از آن مطلع گرديدند و نه ديگران و به همين مناسبت لفظ وحى به كار رفته است.
و نيز آنگاه كه حضرت يوسف در درون چاه قرار گرفت خدا به او تفهيم كرد كه به زودى تو آنان را از اين جنايت آگاه خواهى ساخت و اين آموزش غيبى را با كلمه «وحى» بيان كرده مى فرمايد:
(...وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ).[٢]
[١] مائده / ١١١ .
[٢] يوسف / ١٥ .