منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤
كرد، و ما آسمان پايين را با چراغ هايى زينت بخشيديم، و(به وسيله شهاب ها) از استراق سمع شياطين مصونيت بخشيديم اين است تقدير خداوند مقتدر و دانا».
اكنون بايد ديد مقصود از وحى در اين آيه چيست؟ در اين جا مى توان دوگونه سخن گفت كه هر يك مى تواند مكمل ديگرى باشد.
١. مقصود از وحى در آسمان ها پديد آوردن سنن و قوانينى در آن است كه به طور خودكار وظايف خود را انجام دهد، به گواه اين كه در آخر آيه مى گويد:(ذلِكَ تَقْدِيرُ العَزِيزِ العَليمِ):« اين است اندازه گيرى خداوند قدرتمند و دانا».
به طور مسلم اسم اشاره(ذلك) به مجموع سه جمله (وحى به آسمان ها، زينت دادن آسمان ها با ستارگان، حفظ آسمان ها به وسيله شهاب از استراق سمع شياطين) كه يكى از آنها همان وحى به آسمان ها است، بر مى گردد، در اين صورت حقيقت وحى در آسمان ها اين است كه جهان بالا را به گونه اى اندازه گيرى كرده و در آن نظم و قانون خاصى پديد آورده كه در پرتو آن سنن و قوانين پايدار و باقى است ابتكار قرآن در به كار بردن لفظ وحى در اين است كه اين مورد را براى ما كشف كرده و آن را مناسب اين دانسته كه لفظ وحى در آن به كار رود، گويى اين جهان ناآگاه در پرتو تقدير عالمانه و قدرتمندانه آفريدگار، به گونه اى آفريده شده است كه بسان جهان آگاه، هر موجودى وظيفه و مأموريت ويژه اى را بر دوش گرفته و انجام مى دهد.
٢. ممكن است در اين جا نظر ديگرى را مطرح كرد كه بالاتر از نظر پيشين باشد و آن اين كه جهان محسوس به طور مطلق آگاه و بينا و شنوا است. اين ما هستيم كه آنها را ناآگاه و نابينا و ناشنوا مى انديشيم به گواه اين كه