مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٨٣ - کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام و عمّار با مغیرة بن شُعبه
[١]
(قال:) ثمّ دخل المُغیرةُ بن شُعبة، فقال له علیٌّ: ”هل لک یا مُغیرة فی الله؟!“
قال: ”فأین هو یا أمیرالمؤمنین؟“ قال: ”تأخذ سَیفَک فتدخل معنا فی هذا الأمر، فتُدرِک مَن سبَقک و تَسبِق مَن معک، فإنّی أری أُمورًا لابُدَّ للسّیوف أن تُشحَذ لها، و تُقطَف الرُّءُوسُ بها!“
فقال المُغیرة: ”إنّی والله یا أمیرالمؤمنین ما رأیتُ عثمان مصیبًا، و لا قتلَه صَوابًا، و إنّها لَظلمةٌ تتلوها ظلماتٌ، فأُریدُ یا أمیرالمؤمنین ـإن أذِنتَ لیـ أن أضَعَ سَیفی و أنام فی بیتی حتّی تنجلی الظّلمةُ و یَطلَع قمرُها، فنَسرِی مُبصِرین، نَقفو آثارَ المُهتدین و نتّقی سبیلَ الجائرین.“
قال علیٌّ: ”قد أذِنتُ لک، فکُنْ مِن أمرِک علی ما بدا لک!“
[١]* آرای ایشان و مرافقت و همراهی با مرتبۀ وجودی آنها، و بالنّتیجه رشد عقلی و نفسی و روحی آنها میباشد؛ و در این مرحله امام علیهالسّلام با مردم مصاحبت و مرافقت دارد و با آنان به مشاوره و نظرخواهی میپردازد و از آنان برای حلّ معضلات و مشکلات استمداد میطلبد، و چه بسا رأی ایشان را مورد تأیید و تصویب قرار دهد. و به عبارت دیگر: میدان عمل را برای آنان باز نگه میدارد، که این خود موجب رشد و استقلال فکری و نفسی آنان خواهد شد.
لذا میبینیم که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در بسیاری از امور با اصحاب به مشورت میپرداختند و به آرای آنان جامۀ عمل میپوشاندند.
در این داستان نیز مشاهده میکنیم که امام مجتبی علیهالسّلام در این امور با پدرش امیرالمؤمنین علیهالسّلام به بحث و گفتگو پرداخته است و رجحان آرای خویش را در این قضایا یادآور میشود، و پس از شنیدن پاسخهای پدر حالت سکونت و اعتماد و اطمینان برایش حاصل میشود و از نظر و رأی خویش دست برمیدارد.
ناگفته نماند که امر در اینجا به معنای پیشنهاد و اقتراح است، نه به معنای مصطلح خویش که انشای یک مطلب به قصد الزام و از مقام بالاتر؛ و عصیان به معنای مخالفت است، نه گناه و جرم.
همچنین لازم به ذکر است که برخی از أعلام شیعه در انتساب این مطلب به امام حسن مجتبی علیه السّلام تشکیک نموده و آن را به ابنعبّاس نسبت دادهاند یا از مفتریات معاندین شمردهاند؛ جهت اطّلاع رجوع نمایید به بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغة، ج ١٠ ، ص ٢٧، به نقل از الجمل للمفید. [معلّق]