مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٢ - در اینکه ابوبکر و عمر راضی نبودند بههیچوجه خلافت به امیرالمؤمنین برسد
حضرت فاطمه سلام الله علیها وارد است.
در شیعه در اسلام سبط، جلد ١، صفحه ٨٥ گوید:
«شعرانی در یواقیت و جواهر، جلد ٢، صفحه ٢٨٨ گوید:
و عبارة الشّیخ محییالدّین فی الباب السادس و الستّین و ثلاثمائة من الفتوحات: ”و اعلموا أنّه لابدّ من خروج المهدیّ علیهالسّلام.“ تا آنکه گوید: ”و هو مِن عترةِ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم من وُلْد فاطمة رضی الله عنه، جدُّه الحسینُ بن علیّ بن أبیطالب، و والدُه الحسن العسکریّ.“»[١]و[٢]
در اینکه ابوبکر و عمر راضی نبودند بههیچوجه خلافت به امیرالمؤمنین برسد
در کتاب شیعه در اسلام سبط، در پاورقی صفحه ٤٠ راجع به علّت برگردانیدن خلافت از امیرالمؤمنین علیهالسّلام گوید:
«طبری در تاریخ، جلد ٣، صفحه ٢٨٩ گفتگویی را میان عمر و ابنعبّاس نقل کرده تا آنکه گوید:
”عمرگفت: یابن عبّاس، أتدری ما مَنَع قومَکم مِنکم بعد محمّدٍ؟!
فکرِهْتُ أن أُجیبه فقلتُ: إنلم أکُن أدرِی فأمیرُالمؤمنین یُدرینی!
فقال عمر: کرهوا أن یَجمَعوا لکم النبوّةَ و الخلافةَ فتبجَّحوا علی قومِکم بَجَحًا بجحًا، فاختارَت قریشٌ لأنفسها فأصابَت و وُفِّقت!
فقُلتُ: یا أمیرالمؤمنین، إن تأذن لی فی الکلام و تُمِط عنّی الغضبَ تکلّمتُ!
فقال: تکلَّمْ یا ابن عبّاس.
فقلتُ: أمّا قولُک یا أمیرالمؤمنین، اختارَت قریشٌ لأنفسها فأصابَت و وُفِّقَت،
[١]. همان, ص ١٤٦.
[٢]. جنگ ٩، ص ٢٤.