مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧٨ - پیشنهاد نُهُم تصحیح طریق١٧٢٨ شهریّ١٧٢٨ طلاّب
و با فضلا و طلاّب آنجا مذاکره کردیم. آنها از ما پرسیدند: «مخارج شما از کجا تأمین میگردد؟!» ما گفتیم: از قوت لایموتی که برای هر طلبه از دِه یا شهر او به او میرسد، و یا از مختصر شهریّهای که به طلاّب میدهند؛ و حدّاکثر در آن زمان به طلاّب یک دینار میدادند. امّا آنها گفتند: «هر طلبۀ معمولی و عادی ما ماهیانه ٨ دینار میگیرد و همینطور میرود بالا تا ٣٠ دینار که به مدرّسین و فضلای ما میدهند. ولی ای کاش که ما مانند شما بودیم و دارای حریّت و آزادی، امّا ما آزادی نداریم؛ تحقیقاً حکم یک مهره از دستگاه حکومت به عنوان وزارت اوقاف میباشیم.» باری در آن روز فضلا و طلاّب آن مدرسه به ما با نظر غبطه مینگریستند.
این محاسن طریق توزیع شهریّه در میان حوزههای علمیّه ماست.
و امّا معایب آن: اوّلا: طلاّب به واسطۀ ضیق معاش و فقر شدید، پیوسته در نفسشان احیاناً ممکن است یک نوع اهمیّت و ارزشی به مال پیدا شود، و در آتیه که صاحب علم و کمال میگردند طبعاً این نوع احترام را به اغنیا پیدا نمایند و بالأخره هر نوع صاحب مکنتی در نزد آنها بزرگ جلوه کند؛ و این مصیبتی است بزرگ.
و ثانیاً: به واسطۀ انحصار واسطۀ درآمد از ناحیۀ بیتالمال و عدم توزیع آن به طور آبرومندانه و محترمانه، یک نوع ذلّت و اهانتی را در برابر اصل منبع توزیع و وسائط توزیع بر خود هموار نمایند که این هم بسیار مضرّ است؛ چراکه طلاّب را از ابتدای امر با روح ذلّت، بار میآورد و رشادت و شهامت را از آنان میزداید، و روح تسلیم و تمکین را نسبت به اُمور مالی و غیر مالی به آنها تزریق میکند. شهریّه باید طوری توزیع گردد تا اصالت و عزّت نفس طلبه محفوظ بماند و خرد و شکسته نگردد. و اصولاً ممکن است در حوزه افراد بسیار نجیب و عفیف وجود داشته باشند که دنبال اینگونه مقرّری نروند و یا از ابتدا، شهریّه گرفتن را قبول ننمایند، درحالیکه در نهایت عسرت و نیاز باشند و در عین حال طلاّبی محصّل و درسخوان بوده باشند که قوام علمی و عملی و رشد حوزه و بقای دین منوط و مربوط به آنان شود.