مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٠ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخ بغداد و آتش زدن قبور ائمّ١٧٢٨ کاظمین توسّط حنابله
ابن مَذهب قاضی و زهیری و غیر آنها از حنبلیها، از اصحاب عبدالصّمد خواستند تا عامّه را در زیادهروی در فساد و إغراق در فتنه تحریک کنند. و چون نوّابرحیم، ترس رئیسالرُّؤساء[١] داشت ـکه میل به حنبلیها داشتـ از باز داشتن سنّیها در قتال و فتنه، إمساک و خودداری کرد؛ و سنّیها نیز راه آب آوردن از رود دجله را به کرخ بستند و از حمل آب به سوی کرخ ممانعت کردند. چون نهر عیسی که از دجله به کرخ میآمد سدّش شکسته بود، فلهذا اهل کرخ مجبور بودند برای خود از دجله، آب دستی بیاورند.
این امر بر اهل کرخ گران آمد و جماعتی از شیعیان با یکدیگر همدست شده و روانۀ دجله شدند و آب را در ظروفی ریخته و با خود آوردند، و سپس بر آن آبها گلاب پاشیدند و در میان مردم ندا در دادند: ”الماءُ لِلسَّبیلِ (یعنی آبی که شما ما را از آن محروم نمودهاید، ببینید که ما به آسانی تهیه کرده و با گلاب آمیخته و بهطور رایگان در راه خدا در کوچه و برزن، انفاق میکنیم!)“ و بدینوسیله سنّیها بر جدال و فتنه برخاستند و عداوتشان با شیعه افزون شد.
رئیسالرُّؤساء بر شیعیان سخت گرفت و تشدید کرد تا آنان ”خَیرُ البَشَر“ را محو کردند و بهجای آن نوشتند: علیهماالسّلام (محمّد و علیّ علیهماالسّلام).
[١]. رئیسالرّؤساء: ابوالقاسم بن مسلمة، علیّ بن الحسن بن احمد، وزیر قائم بأمر الله است که مدّت ١٢ سال وزارت کرد، و بَسَاسیری در سنۀ ٤٥٠ او را کشت. ابنکثیر در تاریخ خود، ج١٢، ص ٦٨ گوید:
«رئیسالرّؤساء بسیار به روافض اذیّت میکرد و آنها را امر کرده بود که در اذان ”حَیَّ علی خیر العمل“ را نگویند؛ و مؤذّن آنها در اذان صبح بعد از ”حَیَّ علی الفلاح“ دو بار بگوید: ”الصّلاة خیرٌ مِن النَّوم“. و آنچه در مساجد شیعیان و در سردرهای مساجد آنها نوشته بود: ”محمّدٌ و علیٌّ خیر البشر“ همه را زائل کنند. رئیسالرُّؤساء امر کرد تا رئیس شیعیان را که أبیعبدالله بن جلاّب بود به علّت تظاهرش به مکتب تشیّع، بکشند و او را در دکّان خود کشتند؛ و شیخ طوسی أبوجَعفر از بغداد فرار کرد و خانهاش را غارت کردند.»