مطلع انوار
(١)
فصل اوّل حکومتها و نهضتها
٣٥ ص
(٢)
راجع به عصبیّت مذهبی علمای عامّه و تحریف اخبار و حذف مواردی را که بر ضرر آنان بوده است توسط آنها
٣٥ ص
(٣)
راجع به عصبیّت مذهبی علمای عامّه و تحریف اخبار و حذف مواردی را که بر ضرر آنان بوده
٣٥ ص
(٤)
1 ابوبکر، عایشه، عمر، عثمان
٤١ ص
(٥)
راجع به عدم جواز تمسّک مخالفین ما، به آیۀ رضوان در منقبت شیخین
٤١ ص
(٦)
أبوبکر به آسانی میتوانست حقّ زهرا را بدهد؛ چرا نداد؟
٤٢ ص
(٧)
امام به منزله کعبه است که باید به سوی او رفت
٤٣ ص
(٨)
حقد عایشه بر ماریۀ قبطیّه و حضرت صدیقۀ طاهره سلام الله علیها
٤٣ ص
(٩)
جملۀ معروفه عائشه «لا یمکن أن تتمَّ هذه البیعةُ و لو انْطَبَقتِ السّماءُ عَلَیالأرض»
٤٥ ص
(١٠)
حکم نمودن فقهاء به فسق خروجکنندۀ بر امام حق
٤٥ ص
(١١)
امیرالمؤمنین علیهالسّلام «والله إنّ راکبة الجمل الأحمر ما تقطع عقبة و لاتحلّ عقدة إلاّ فی معصیة الله و سخطه»
٤٦ ص
(١٢)
محاجّه اُمّ أفعی عبدیّه با عایشه پس از جنگ جمل
٤٧ ص
(١٣)
بدعتهای عمر بعد از رسول خدا
٤٨ ص
(١٤)
راجع به نکاح عُمَر با اُمّ کلثوم
٤٩ ص
(١٥)
مدارک داستان قرطاس و قلم
٤٩ ص
(١٦)
تعیین خلیفه بدون اطّلاع اهل بیت علیهمالسّلام
٥١ ص
(١٧)
قدغن شدن کتابت احادیث پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم
٥١ ص
(١٨)
راجع به وصایای رسول خدا در وصایت علی علیهالسّلام
٥٣ ص
(١٩)
منع کردن عمر از آوردن دوات و قلم
٥٤ ص
(٢٠)
راجع به قول عمر «إنّ الرّجل لیهجر»
٥٥ ص
(٢١)
کلام اعجاب آمیز عمر لولا علیٌّ لهلَک عُمَرُ
٥٩ ص
(٢٢)
مطاعن عثمان ضرب عمّار و إدخال أبیالحکم المدینةَ و تولیة عبدالله بن سعد أبیسرح مصرًا
٦٠ ص
(٢٣)
آیاتی از قرآن که در ذمّ بعضی از صحابه وارد شده است
٦٢ ص
(٢٤)
از بین بردن أمویّین بسیاری از مبانی اسلام را در زمان عثمان
٦٣ ص
(٢٥)
تمسّک به حدیث «مَن مات و لم یَعرِف إمامَ زمانه » بر وجوب امام بر خلق
٦٣ ص
(٢٦)
2 حضرات امیرالمؤمنین، فاطمه زهراء، امام حسن علیهمالسّلام
٦٥ ص
(٢٧)
راجع به مناقب امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٦٥ ص
(٢٨)
راجع به اخبار در حبّ امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٦٧ ص
(٢٩)
راجع به غزاة ذات السِّلسِلة که رسول خدا جملۀ تاریخی خود را دربارۀ امیرالمؤمنین گفتند
٦٨ ص
(٣٠)
راجع به مناقب سیّدة النّساء حضرت زهراء سلام الله علیها
٦٩ ص
(٣١)
در اینکه ابوبکر و عمر راضی نبودند بههیچوجه خلافت به امیرالمؤمنین برسد
٧٢ ص
(٣٢)
شواهدی از کلمات و خطب مولا امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش و تجاوز آنها به حقّ حضرت بعد از رسول الله
٧٤ ص
(٣٣)
شواهدی از کلمات امیرالمؤمنین راجع به تعدّی قریش به حقّ آن حضرت
٧٤ ص
(٣٤)
امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهمالسّلام آشکارا خلافت را حقّ خودمیدانستند
٧٦ ص
(٣٥)
اطلاق شیعه به تابعینِ امیرالمؤمنین در اخبار رسول الله
٧٧ ص
(٣٦)
مکتوب عمروعاص به سعد بن أبیوقّاص بعد از قتل عثمان، و جواب وی
٨٠ ص
(٣٧)
مخالفت معاویة با امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٨١ ص
(٣٨)
کلام حضرت امام حسن با امیرالمؤمنین علیهماالسّلام بعد از قتل عثمان
٨١ ص
(٣٩)
کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام و عمّار با مغیرة بن شُعبه
٨٢ ص
(٤٠)
قعود مغیره، و امتناع از بیعت سعد و محمّد بن مَسلَمَة و عبدالله بن عمر
٨٤ ص
(٤١)
هُروب مروان بن الحَکَم من المدینة المنوّرة
٨٤ ص
(٤٢)
جواب امیرالمؤمنین علیهالسّلام نامۀ عقیل را
٨٥ ص
(٤٣)
ناراحتی امیرالمؤمنین از خروج عایشه و طلحه و زبیر
٨٥ ص
(٤٤)
مسیر عایشه با طلحه و زبیر و وصول به ماء الحوأب
٨٦ ص
(٤٥)
فرستادن امیرالمؤمنین علیهالسّلام امام حسن علیهالسّلام و عمّار و قیس و عبدالله بن عبّاس را به کوفه
٨٧ ص
(٤٦)
خطبه حضرت امام حسن علیهالسّلام در کوفه برای بیعت و تهییج مردم را برای جنگ جَمَل
٨٨ ص
(٤٧)
خطبه خواندن عایشه برای مردم بصره در دعوت به جنگ با امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٨٩ ص
(٤٨)
مکتوب امیرالمؤمنین علیهالسّلام به طلحه و زبیر و مؤاخذه از نقض بیعت
٩٠ ص
(٤٩)
نصائح و جوابهای محکم و استوار امیرالمؤمنین علیهالسّلام به طلحه
٩١ ص
(٥٠)
شروع جنگ جَمَل و تشنه شدن حضرت و عسل طائفی به او دادن
٩٢ ص
(٥١)
کُندیِ محمّد بن حنفیّه صاحب رایت، و گرفتن حضرت رایت را از او و خود حملهور شدن
٩٢ ص
(٥٢)
اسیر شدن عایشه و مروان، و آزاد کردن و فرستادن حضرت، عایشه را به مدینه با چهل زن
٩٣ ص
(٥٣)
امر حضرت به عدم جواز اسارت اهل قبله؛ و «أن لا یجهزوا جریحًا و لاتقتلوا مُدبرًا»
٩٤ ص
(٥٤)
نامۀ معاویه به امیرالمؤمنین علیهالسّلام و إعلان مبارزه و مخاصمه
٩٥ ص
(٥٥)
حرکت عقیل از حجاز به کوفه برای أخذ مال و رفع دیون، و ردّ حضرت، و رفتن به سوی معاویه
٩٦ ص
(٥٦)
إعطاء معاویه به عقیل سیصد هزار دینار
٩٧ ص
(٥٧)
کلام حجّاج بن خزیمه به معاویه
٩٨ ص
(٥٨)
رفتن عبدالله بن عامر به شام و بیعت با معاویه
٩٨ ص
(٥٩)
مکتوب امیرالمؤمنین علیهالسّلام با جریر بن عبدالله به معاویه و اتمام حجّت از هر جهت
٩٩ ص
(٦٠)
نامۀ سعد بن أبیوقّاص به معاویه
١٠١ ص
(٦١)
نامۀ أمیرالمؤمنین علیهالسّلام به معاویه
١٠١ ص
(٦٢)
آمدن امیرالمؤمنین علیهالسّلام در قرب معاویه و صداکردن او را برای جنگ تن به تن
١٠٢ ص
(٦٣)
عمروعاص در جنگ با امیرالمؤمنین علیهالسّلام به زمین افتاد و عورت خود را برهنه کرد
١٠٢ ص
(٦٤)
قطع المیرة عن اهل الشّام
١٠٣ ص
(٦٥)
پیروی اهل شام از معاویه بیچون و چرا، و پیروی اهل کوفه از حضرت در صورت فهمیدن دلیل
١٠٣ ص
(٦٦)
بَرد، از طایفه همدان، در بحث عمروعاص را محکوم میکند
١٠٤ ص
(٦٧)
وقوع عمرو بن العاص فی علیّ
١٠٤ ص
(٦٨)
جواب ابنعبّاس به نامۀ معاویه
١٠٤ ص
(٦٩)
دعوت حضرت اصحاب را به صبر و تحمّل فشار و عدم توجّه به زخارف دنیا و اموال معاویه
١٠٥ ص
(٧٠)
ابن أبومحجن ثقفی نزد معاویه از حضرت عیبگویی میکند و معاویه پاسخش را میدهد
١٠٥ ص
(٧١)
اختلاف أهل العراق فی الموادعة
١٠٦ ص
(٧٢)
خطبۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام و دعوت به صبر، و اختلاف مردم در میل به صُلح در اثر پیشنهاد معاویه
١٠٧ ص
(٧٣)
قیام عمّار بن یاسر و کلام شدید او به حضرت در عدم پذیرش صلح و استدعای مبارزه تا پایان کار
١٠٧ ص
(٧٤)
قتل عبدالله بن خبّاب بن أرَت و زوجهاش با سه نفر زن دیگر توسّط خوارج
١٠٩ ص
(٧٥)
حرکت امیرالمؤمنین علیهالسّلام به سوی خوارج نهروان
١١٠ ص
(٧٦)
قسمتی از نامۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام به اهل عراق
١١١ ص
(٧٧)
کلام حضرت در زمان متارکۀ موقّت به لشگریان که به نزد زنها و فرزندان خود کمتر بروند
١١١ ص
(٧٨)
احتجاجات ابنعبّاس به معاویه راجع به حقّانیّت امیرالمؤمنین
١١٢ ص
(٧٩)
إنّ شرّ النّاس عند الله امامٌ جائرٌ ضَلَّ و ضُلَّ به
١١٢ ص
(٨٠)
راجع به اخبار در شهادت امیرالمؤمنین علیهالسّلام
١١٣ ص
(٨١)
بیعت اهل کوفه با امام حسن علیهالسّلام
١١٥ ص
(٨٢)
صلح حضرت امام حسن علیهالسّلام با معاویه و نگرانی سُلَیمان بن صُرَد خزاعی و کلام حضرت امام حسین علیهالسّلام
١١٦ ص
(٨٣)
شهادت امام حسن علیهالسّلام و سرور و سجدۀ معاویه و دخول ابنعبّاس بر معاویه
١١٦ ص
(٨٤)
فرزدق و کُثَیِّر عَزَّة از هواداران حضرت امام زینالعابدین علیهالسّلام بودند
١١٧ ص
(٨٥)
3 امویّون
١١٩ ص
(٨٦)
کلام کفر آمیز ابوسفیان به عثمان
١١٩ ص
(٨٧)
انتقال خلافت به عثمان، و گفتار ابوسفیان به بنیامیه «تلقَّفوها تلقُّف الکُرة»، و اعتراض عمار و مقداد
١٢٠ ص
(٨٨)
کلام ابنخلدون در علّت تفوّق بنیامیّة در حکومت و تغلّب بر مردم
١٢١ ص
(٨٩)
کلام مقریزی در النّزاع و التّخاصم فی ما بین بنیامیّه و بنیهاشم
١٢٤ ص
(٩٠)
معاویه چهارصد هزار به سَمُره داد تا دو آیۀ قرآن را دربارۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام و ابنملجم تحریف کند
١٢٥ ص
(٩١)
معاویه چهارصد هزار به سَمُره داد تا دو آیۀ قرآن را دربارۀ امیرالمؤمنین علیهالسّلام و ابنملجم تحریف کند (ت)
١٢٥ ص
(٩٢)
تخریب حرم و ضریح ائمّۀ بقیع توسّط وهّابیهای سعودی
١٢٦ ص
(٩٣)
نامۀ معاویه به سعید بن عاص در خصوص بیعت گرفتن از افراد برای یزید
١٢٦ ص
(٩٤)
سابقۀ عداوت بنیامیّه با بنیهاشم
١٢٧ ص
(٩٥)
اسلام ابوسفیان از روی اضطرار در فتح مکّه
١٢٨ ص
(٩٦)
عداوت ابوسفیان با مسلمین در زمان رسول خدا و عداوت معاویة بن المغیرة پس از رسول خدا
١٢٩ ص
(٩٧)
عامالجماعة را باید عامالفرقة و عامالقهر و الجبریّة نام نهاد
١٢٩ ص
(٩٨)
جنایات یزید و عبیدالله بن زیاد به وضوح کفر دیرین آنها را میرساند
١٣٠ ص
(٩٩)
معاویه در عامالفتح ایمان آورد، و روایت ایمان او قبل از آن، مردود است
١٣٢ ص
(١٠٠)
سیرۀ کفر آمیز معاویه و یزید و والیان آنها
١٣٢ ص
(١٠١)
معاویه در کلام خود با دختر عثمان، حقیقت مؤامرة و روح حکومت خود را شرح میدهد
١٣٤ ص
(١٠٢)
احادیث وارده در فضایل معاویه همگی از مجعولات است
١٣٤ ص
(١٠٣)
فرستادن حُجر بن عدیّ را با یازده تن از اصحابش از کوفه به شام و به قتل رسانیدن آنها
١٣٦ ص
(١٠٤)
تکریم عالم بزرگ آلمان از معاویه به دلیل مانع شدنش از نفوذ اسلام در اروپا!
١٣٧ ص
(١٠٥)
گفتار عالم بزرگ آلمان «سزاوار بود که ما مجسّمۀ معاویه را از طلا میریختیم و در فلان میدان برلین نصب میکردیم؛ چراکه اگر او مانع نمیشد، اسلام اثری از مسیحیّت را در اروپا باقی نگذاشته بود!
١٣٧ ص
(١٠٦)
معاویه، عباده را از شام به مدینه تبعید میکند
١٣٨ ص
(١٠٧)
بناء قصر خضراء معاویه در شام و تبعید ابوذرّ را به شام
١٣٨ ص
(١٠٨)
سفر معاویه به مدینه و ملاقات با عایشه
١٣٩ ص
(١٠٩)
ملاقات معاویه با حضرت امام حسین علیهالسّلام در مدینه و فراخوان حضرت را برای قبول بیعت یزید و جواب حضرت
١٤٠ ص
(١١٠)
بیعت گرفتن معاویه از افراد سرشناس مدینه برای خلافت یزید
١٤٠ ص
(١١١)
رسیدن خبر مرگ معاویه به مکّه و به ابنعبّاس در مسجد الحرام و کلمات ابنعبّاس در این واقعه
١٤١ ص
(١١٢)
در نهضت و قیام مردم مدینه بر علیه یزید و شکستن بیعت او، مروان اهل و عیال خود را در امان حضرت سجّاد آورد
١٤٢ ص
(١١٣)
قتل عام و غارت اهل مدینه در واقعۀ حَرَّه در زمان یزید بن معاویه
١٤٣ ص
(١١٤)
در واقعۀ حرّه 80 صحابی، 700 از قریش و انصار، و 10000 نفر از سایر مردم کشته شدند
١٤٤ ص
(١١٥)
قرائت یزید نامۀ مسلم بن عقبه را برای پسرش معاویة بن یزید و برای عبدالله بن جعفر
١٤٤ ص
(١١٦)
هلاکت مسلم بن عَقَبَه و وصیّت به حُصَین بن نُمَیر در برانداختن ریشۀ قریش از مکّه
١٤٥ ص
(١١٧)
ماتم و عزای اهل مدینه برای کشتگانشان تا مدّت یکسال
١٤٦ ص
(١١٨)
سه روز تمام اموال و نفوس و أعراض و نوامیس مردم مدینه را بر لشگریان مباح کردند
١٤٧ ص
(١١٩)
فُحْش مروان به خالد بن یزید بن معاویه، کانَ مروانُ فاحشًا سَبّابًا
١٤٨ ص
(١٢٠)
قتل مروان حَکَم به دست مادر خالد بن یزید بن معاویه
١٤٨ ص
(١٢١)
اهتمام عبیدالله بن زیاد در به قتل رساندن مخالفانش
١٤٩ ص
(١٢٢)
حکومت عبدالملک مروان و کشتن مخالفانش
١٤٩ ص
(١٢٣)
خروج عبدالرّحمن بن محمّد بن أشعث و همراهانش و سعید بن جبیر بر علیه حجّاج بن یوسف
١٥٠ ص
(١٢٤)
به منجنیق و آتش کشیدن حَجّاج کعبه را، و قتل عبدالله بن زبیر
١٥١ ص
(١٢٥)
حجّاج دربارۀ مدینه گفت «لولا لجعلتها مثل جَوْف الحمار أعوادًا یقولون منبر رسولالله و قبر رسولالله»
١٥٢ ص
(١٢٦)
عبدالملک بن مروان و جنایات حجّاج بن یوسف و إعمال شدیدترین عمل بر ضدّ علویّین
١٥٣ ص
(١٢٧)
ولید، مخترع فنّ شرابخواری بود که در عبّاسیّون جلوه نمود!
١٥٤ ص
(١٢٨)
عبدالعزیز بن مروان برادر عبدالملک از جهت قدرت در رتبۀ عبدالملک بود
١٥٤ ص
(١٢٩)
بعد از مرگ عبدالعزیز در مصر، عبدالملک برای دو پسر خود ولید و سلیمان از مردم بیعت گرفت
١٥٥ ص
(١٣٠)
دعوت حاکم مدینه هشام بن اسماعیل، سعید بن مسیّب را برای بیعت
١٥٥ ص
(١٣١)
ضرب سوط و حلق رأس و لحیه و وقوف در منظر عام سعید بن مسیّب را برای عدم بیعت با ولید
١٥٧ ص
(١٣٢)
ولید در لحظه مرگ عبدالملک برای آنکه تابوت کج و راست نرود، تمام خانههای میان خانه و قبرش را با خاک یکسان کرد
١٥٨ ص
(١٣٣)
دار آویختن سلیمان، موسی بن نصیر را با آن سوابق ممتده و جنگهای عالمگیر در فتوحات اسلام
١٥٨ ص
(١٣٤)
داستان حجّ سلیمان بن عبدالملک با عمر بن عبدالعزیز و گفتگوی آن در سُرادقات و چادرهای بیمثل و نظیر
١٥٩ ص
(١٣٥)
نصیحت طاووس یمانی، سلیمان بن عبدالملک را
١٦١ ص
(١٣٦)
ملاقات سلیمان و رجاء و زُهری در مدینه با أبوحازم
١٦١ ص
(١٣٧)
مرگ سلیمان و بیعت مردم در دمشق با عمر بن عبدالعزیز
١٦٢ ص
(١٣٨)
در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش دختر عبدالملک را به ارزش هزار دینار
١٦٣ ص
(١٣٩)
در بیت المال قرار دادن عمر بن عبدالعزیز لباس زنش دختر عبدالملک را که عبدالملک برای آن یکصد هزار دینار خرج کرده بود
١٦٣ ص
(١٤٠)
جریر شاعر اهل عراق، در انتظار وقت خاص برای ملاقات عمر بن عبدالعزیز
١٦٤ ص
(١٤١)
اشعار جریر در حضور عمر بن عبدالعزیز برای خواستن صِله و جائزه
١٦٥ ص
(١٤٢)
عمر بن عبدالعزیز به جریر شاعر فقط چهار دینار جایزه داد از اموال شخصی خود
١٦٦ ص
(١٤٣)
عمر بن عبدالعزیز و برداشتن او تعدّیات و تجاوزات سابق را
١٦٧ ص
(١٤٤)
عمر بن عبدالعزیز را به واسطۀ مخالفت با سیرۀ بنیاُمیّه، با سمّ کشتند
١٦٨ ص
(١٤٥)
4 عبّاسیون
١٧١ ص
(١٤٦)
خروج برادرزادۀ سفّاح بر عموی خود، و اسارت او به دست ابومسلم و زندانی کردن او را در خانه و سپس خانه را بر سرش خراب نمودن
١٧١ ص
(١٤٧)
اشعار ابنهبیره در هنگام جنگ
١٧٢ ص
(١٤٨)
نامۀ ابومسلم خراسانی به منصور دوانیقی و شکایت او از برادرش که به عنوان امام او را پذیرفت و امّا او خیانت کرد
١٧٢ ص
(١٤٩)
نامۀ منصور به أبومسلم
١٧٣ ص
(١٥٠)
قیام عیسی بن زید بن علیّ بن الحسین بر علیه منصور و شکست وی
١٧٣ ص
(١٥١)
اعتراض عبدالله بن مرزوق به منصور دوانیقی در انحصار طواف برای خود
١٧٤ ص
(١٥٢)
انقلاب در مدینه در عصر منصور دوانیقی و فرستادن ابنعمّش را برای خاموش کردن
١٧٥ ص
(١٥٣)
انقلاب و هیجان در مدینه در عصر منصور دوانیقی و فرستادن ابنعمّش جعفر بن سلیمان را برای خاموش کردن
١٧٥ ص
(١٥٤)
تازیانه خوردن مالک بن انس از جعفر بن سلیمان به واسطۀ بیان حکمی از احکام و روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله
١٧٦ ص
(١٥٥)
امر اکید دوانیقی به مالک بن انس در تدوین کتاب احکام، که فتوا و رأی او در جهان اسلام جاری شود
١٧٧ ص
(١٥٦)
طریقۀ حکومت منصور عبّاسی و هارون الرّشید
١٧٧ ص
(١٥٧)
اُمویّین مانند غساسنه و مناذره، و عبّاسیّین مانند أکاسره بودهاند
١٧٨ ص
(١٥٨)
جلب معتصم أتراک را از ترکستان، و دخالت دادن آنها را در امر حکومت
١٧٩ ص
(١٥٩)
عبّاسیّون، آداب و رسوم ایران را همچون نوروز، و مجالس شراب و زنبازی را رواج دادند
١٧٩ ص
(١٦٠)
عبدالله فرزند مهدی، پدرش را برای خلافت خود مسموم میکند و
١٨١ ص
(١٦١)
عبدالله فرزند مهدی، پدرش را برای خلافت خود مسموم میکند و مهدی وصیّت برای هارونالرّشید مینماید
١٨١ ص
(١٦٢)
قرائت حدیث نبوی برای هارونالرشید توسّط فقیهان مدینه
١٨٢ ص
(١٦٣)
منبر رسولالله سه پلّه بود، معاویه بر آن افزود؛ هارون خواست به صورت اوّل برگرداند، مالک مانع شد
١٨٢ ص
(١٦٤)
هارونالرّشید هفت شب هفتۀ خود را قسمت کرده بود، هر شبی را به امرمخصوصی
١٨٣ ص
(١٦٥)
مکالمۀ هارونالرّشید با وزیرش عمرو بن مسعده
١٨٤ ص
(١٦٦)
تمجید ابنقتیبه از هارون و مأمون و بلاغت و فصاحتشان
١٨٤ ص
(١٦٧)
علّت غضب هارون بر برامکه، ارتباط خواهرش فاخته با جعفر بود
١٨٥ ص
(١٦٨)
جعفر رابطۀ خود را با فاخته خواهر هارون مختفی داشت
١٨٦ ص
(١٦٩)
شهادت یعقوب بن سکیّت به دست متوکّل عبّاسی
١٨٧ ص
(١٧٠)
تعمیر سرداب غیبت به دست النّاصر خلیفۀ عبّاسی
١٨٨ ص
(١٧١)
دخول هُلاکو در بغداد و انقراض حکومت عبّاسیّون
١٨٩ ص
(١٧٢)
وزیر مستعصم ابن العلقمی، دخالت در قتل مستعصم نداشته است
١٩١ ص
(١٧٣)
5 علویّون
١٩٣ ص
(١٧٤)
کسانی از علویِّین که امامان را به پیروی از خود خواندهاند
١٩٣ ص
(١٧٥)
اندرز حضرت باقر علیهالسّلام به برادرشان زید بن علیّ
١٩٣ ص
(١٧٦)
دربارۀ زید بن علیِّ بن الحسین شهید
١٩٥ ص
(١٧٧)
زید شهید و صلیب در کوفه
١٩٩ ص
(١٧٨)
دربارۀ زید بن علیّ بن الحسین شهید
٢٠١ ص
(١٧٩)
دربارۀ تاریخ شهادت امام باقر علیهالسّلام
٢٠١ ص
(١٨٠)
درباره بنیالحسن
٢٠١ ص
(١٨١)
نامۀ حضرت صادق علیهالسّلام به بنیالحسن در زندان منصور
٢٠٢ ص
(١٨٢)
بحث ابنطاووس دربارۀ بنیالحسن
٢٠٤ ص
(١٨٣)
بحث دربارۀ پسران عبدالله مَحْض محمّد و ابراهیم
٢٠٦ ص
(١٨٤)
بحث دربارۀ حسین بن علی، شهید فخّ
٢٠٨ ص
(١٨٥)
قتل و زندان کردن منصور، بنیحسن را
٢٠٩ ص
(١٨٦)
قتل بنیحسن در مَحبَس منصور
٢١٠ ص
(١٨٧)
مقتل بنیحسن و احوال محمّد
٢١٦ ص
(١٨٨)
مقتل بنیحسن و عدم رضایت حضرت صادق علیهالسّلام به قیام آنها
٢١٧ ص
(١٨٩)
نامۀ یحیی به حضرت موسی بن جعفر علیهالسّلام و پاسخ آن حضرت
٢٢٠ ص
(١٩٠)
٢٢٢ ص
(١٩١)
شهدای علویّین در واقعه فخ
٢٢٤ ص
(١٩٢)
6 آل بویه
٢٢٥ ص
(١٩٣)
حکومت آل بویه بر بلاد اسلامی
٢٢٥ ص
(١٩٤)
داستان خواب دیدن أبوشجاع پدر سلسله سلاطین آل بویه
٢٢٥ ص
(١٩٥)
تعبیر خواب منجّم به حکومت عظیم و گستردۀ آل بویه
٢٢٦ ص
(١٩٦)
خدمات عظیمۀ عضدالدّوله دیلمیّ به شیعه
٢٢٧ ص
(١٩٧)
آل بویه، شیعیان را از بلاد مختلفه در مشاهد تازه بنیان شدۀ ائمّه سکونت دادند
٢٢٨ ص
(١٩٨)
7 عثمانیون
٢٣١ ص
(١٩٩)
صلاحالدّین أیّوبی برای قطع نسل شیعه، مردان را از زنان جدا کرد
٢٣١ ص
(٢٠٠)
جنگ جهانی و تجزیۀ مملکت عثمانی، و بروز مصطفیکمالپاشا
٢٣٢ ص
(٢٠١)
تشکیل جمهوریّت در ترکیه به دست مصطفیکمالپاشا
٢٣٣ ص
(٢٠٢)
تشدید امر مطبوعات در زمان حکومت آل عثمان و مصادرۀ
٢٣٣ ص
(٢٠٣)
اشکالهای زمان حکومت سلطان عبدالحمید عثمانی
٢٣٤ ص
(٢٠٤)
سلطان سلیم عثمانی در آناضول چهل هزار یا هفتاد هزار شیعه را کشت
٢٣٥ ص
(٢٠٥)
پیاده آمدن سلطان عثمانی به نجف اشرف و تفأّل به قرآن
٢٣٦ ص
(٢٠٦)
مقدّمات
٢٣٩ ص
(٢٠٧)
بحث فی مفاد حدیث الثّقلین
٢٣٩ ص
(٢٠٨)
دلالت قطعیّه حدیث ثَقَلین بر امامت ائمّه علیهمالسّلام
٢٤١ ص
(٢٠٩)
ایراد شرف الدّین بر صاحب صواعق ابن حَجَر (ت)
٢٤١ ص
(٢١٠)
کلام أبوزهره در علّت کثرت و نموّ تشیّع
٢٤٣ ص
(٢١١)
أبوزهره در کتاب امام صادق خوب بحث کرده است ولی اشتباهاتی دارد
٢٤٤ ص
(٢١٢)
إنصاف نِسْبی أبوزهره نسبت به علمای دیگر أزهر حفْناوی در کتاب أبوسفیان و خطیب در الخطوط العریضة
٢٤٤ ص
(٢١٣)
مقدّمۀ حقیر بر دو طغرا، مکتوب امیر بخارا و امیر خراسان
٢٤٥ ص
(٢١٤)
از هدیۀ غدیریّه دو نامۀ سیاه و سپید
٢٤٦ ص
(٢١٥)
اشعار دعبل خدمت حضرت علی بن موسی الرّضا علیهماالسّلام راجع به ظهور حضرت مهدی عجل الله فرجه
٢٥٤ ص
(٢١٦)
اشعاری در مدح امام زمان علیهالسّلام
٢٥٥ ص
(٢١٧)
1 تشیّع در ایران
٢٥٩ ص
(٢١٨)
ایران در زمان امیرالمؤمنین علیهالسّلام شیعه نبود، و برای نصرتش به جمل و صفّین و نهروان نیامدند
٢٥٩ ص
(٢١٩)
در بدو خلافت عبّاسیّون، مردم میان علوی و عبّاسی فرق نمیگذاردند و همه را اهل بیت میشمردند
٢٥٩ ص
(٢٢٠)
در عصر مأمون و حضرت امام رضا علیهالسّلام میان اهلبیت و غیر اهلبیت فرق شناخته شد
٢٦٠ ص
(٢٢١)
مأمون از بیعت مردم با امام ترسید و در پنهانی با نوشانیدن زهر کار آن حضرت را خاتمه داد
٢٦١ ص
(٢٢٢)
آل بُوَیه خدمت عظیم به تشیّع کردند، عضدالدّولة با جلال و حشمتش به دیدار شیخ مفید رفت
٢٦٢ ص
(٢٢٣)
هُلاکو به شیعه احترام مینهاد و همۀ مذاهب را آزاد گذارد
٢٦٣ ص
(٢٢٤)
از سلاطین 4 نفر اسلام آوردند
٢٦٤ ص
(٢٢٥)
در عصر مغول، علمائی بزرگ از شیعه برخاستند
٢٦٤ ص
(٢٢٦)
شیعه در ایران از قرن دوّم هجری به بعد رشد نمود
٢٦٤ ص
(٢٢٧)
تشیّع از زمان رسولالله است، و مجرای آن را از زمان صفویّه شمردن، عین هذیانگویی است
٢٦٥ ص
(٢٢٨)
سلطان محمّد الجایتو به مسجد آمد و مردم را امر به صلوات نمود
٢٦٥ ص
(٢٢٩)
استدلال سلطان محمّد بر لزوم صلوات بر آل پیغمبر، بدون صلوات بر آل سایر پیغمبران به دو دلیل
٢٦٦ ص
(٢٣٠)
سلطان محمّد استدلال کرد بر آنکه چون امامان والیان اُمورند، باید به نامشان سکّه زنند
٢٦٧ ص
(٢٣١)
مدرسۀ سیّار علاّمه حلّی رضوان الله تعالی علیه
٢٦٧ ص
(٢٣٢)
تشکیل دولت جعفریّه امامیّه در ایران به دست شاه اسماعیل صفوی
٢٦٨ ص
(٢٣٣)
حضور علمای بزرگ شیعه در دربار شاه اسماعیل صفوی
٢٦٩ ص
(٢٣٤)
حکومت صفویّه
٢٧٠ ص
(٢٣٥)
شاه اسماعیل صفوی و آثار عظیم تشیّع او در بلاد اسلام
٢٧٠ ص
(٢٣٦)
خدمات شاه عبّاس صفوی در کشورداری و جلب مذاهب و إشاعۀ تشیّع
٢٧١ ص
(٢٣٧)
علماءِ درجه اوّل عرفان و حکمت و حدیث و فقه و تفسیر، در دورۀ صفویّه
٢٧٣ ص
(٢٣٨)
عجائب و غرائب آثار و أبنیه در دورۀ صفویّه
٢٧٣ ص
(٢٣٩)
حمّام گرم اصفهان به نظر شیخ بهائی، از کشفیّات شکافتن اتم بوده است
٢٧٥ ص
(٢٤٠)
شاه عبّاس ثانی
٢٧٥ ص
(٢٤١)
شاه طهماسب و آوردن شیخ علی عبدالعال کرکی را از جبلعامل به ایران
٢٧٦ ص
(٢٤٢)
نادرشاه افشار
٢٧٦ ص
(٢٤٣)
اقدام نادرشاه برای رسمیّت مذهب شیعه و بناء مقام در مسجد الحرام
٢٧٧ ص
(٢٤٤)
ارادۀ نادرشاه در رسمی کردن مذهب شیعه و مراسلات او با سلطانِ عثمانی
٢٧٧ ص
(٢٤٥)
آمدن عبدالله أفندی سُوَیدی در خیمۀ نادرشاه برای مناظره با علمای تشیّع
٢٧٩ ص
(٢٤٦)
حقّانیّت تشیّع و ارسال نادرشاه به موافقت سلطان عثمانی عالمی را به مکّه برای اقامه نماز
٢٨٠ ص
(٢٤٧)
فتنه و شورش مردم مکّه و به قتل رساندن سلطان عثمانی آن عالم را در نزد خود
٢٨١ ص
(٢٤٨)
نادرشاه به مظاهر تشیّع خدمت کرد، نه مانند صفوّیه به حقایق شیعه
٢٨٢ ص
(٢٤٩)
فتحعلیشاه و جنگ روسیه با ایران و مأموریّت عبّاس میرزا
٢٨٣ ص
(٢٥٠)
ناصرالدّینشاه و تحریم میرزای شیرازی تنباکو را
٢٨٥ ص
(٢٥١)
تاریخ روی کار آمدن رضاخان پهلوی
٢٨٦ ص
(٢٥٢)
تصرّف مُحَمَّره و دستگیری شیخ خَزعَل و سوق دادن او به طهران
٢٨٦ ص
(٢٥٣)
کارهای رضاخان پهلوی در ابتدای امر، باغ سبزی بود برای فریب عامّه
٢٨٨ ص
(٢٥٤)
2 تشیّع در عراق
٢٩١ ص
(٢٥٥)
بسیاری از وزرای عبّاسیّون شیعه بودهاند
٢٩١ ص
(٢٥٦)
اکثریّت ساکنین عراق عرب شیعهاند
٢٩٢ ص
(٢٥٧)
ناصر خلیفه شیعه بود، و تعمیر سرداب سامرّاء به دست اوست
٢٩٣ ص
(٢٥٨)
دلائل تشیّع النّاصرُ لدین الله
٢٩٤ ص
(٢٥٩)
آتش زدن محل کرخ شیعهنشین بغداد در سنۀ 362 هجری
٢٩٥ ص
(٢٦٠)
أبوالفضل وزیر معتصم و دشمن شیعه، در کرخ بغداد 17000 شیعه را آتش زد و
٢٩٦ ص
(٢٦١)
خانۀ شیخ طوسی را غارت کردند، کتابها و دفاتر و کرسی درس او را ربودند، و خودش به نجف اشرف گریخت
٢٩٦ ص
(٢٦٢)
کشتار شیعۀ کرخ بغداد و آتش زدن قبور ائمّۀ کاظمین توسّط حنابله
٢٩٧ ص
(٢٦٣)
شعر مؤیَّد دربارۀ تأسّف بر شکافته شدن قبور أئمّۀ کاظمین علیهماالسّلام
٣٠٤ ص
(٢٦٤)
کوفه مرکز تشیّع بود، تیمور لنگ آبش را قطع نمود و خراب شد
٣٠٦ ص
(٢٦٥)
آل بویه به عید غدیر و عاشورا رسمیّت دادند
٣٠٦ ص
(٢٦٦)
افرادی از سلاطین مغول که شیعه بودند
٣٠٧ ص
(٢٦٧)
قتل و نَهب عثمانیها به شیعیان عراق در طول تاریخ قابل توصیف نیست
٣٠٧ ص
(٢٦٨)
صفویّه با سلطان عثمانی در آزادی شیعیان عراق معاهده بست
٣٠٧ ص
(٢٦٩)
فرقۀ بکتاشیّه از ترکیّه با نهایت خضوع به زیارت أعتاب عالیات میروند
٣٠٨ ص
(٢٧٠)
به برکت وساطت محمّد بن طاووس، حِلّه و نیل و کربلا و نجف از کشتار هلاکو مصون ماند
٣٠٩ ص
(٢٧١)
هارون الرشید قبر سیّدالشّهدا علیهالسّلام را با خاک یکسان کرد و درخت سِدر را برید
٣١٠ ص
(٢٧٢)
منتصر با ارائۀ أعمال پدرش متوکّل، از فقها فتوای قتل او را طلب کرد (ت)
٣١٠ ص
(٢٧٣)
وهّابیهای سعودی در سنۀ 1216، ده هزار نفر در کربلا کشتند و تمام خزینۀ حضرت را به غارت بردند
٣١١ ص
(٢٧٤)
کشتن سعودیها 6000 نفر را در عید غدیر 1216 در کربلا و سوزاندن صندوق مطهّر را
٣١٢ ص
(٢٧٥)
نجیب پاشای عثمانی در سنۀ 1258 در سه ساعت، کربلا را قتل عام کرد و نه هزار نفر جان سپردند
٣١٣ ص
(٢٧٦)
ابیات ابنآلوسی در مدح نجیب پاشا و سرور وی بر قتل شیعیان کربلا
٣١٥ ص
(٢٧٧)
ابیات ابنآلوسی در مدح نجیب پاشا و سرور بر قتل شیعیان کربلا؛ و پاسخ شیخ عزیز نجفی و حاج میرزا محمود تبریزی
٣١٥ ص
(٢٧٨)
3 تشیّع در مصر
٣١٧ ص
(٢٧٩)
الشّیعة و العبّاسیّون بمصر
٣١٧ ص
(٢٨٠)
قیام برای إمارت علویّین بود، ولی عبّاسیّون ربودند و دِمار از علویّین کشیدند
٣١٧ ص
(٢٨١)
محاربه و معارضۀ متوکّل با آل أبیطالب، قابل احصاء نیست
٣١٨ ص
(٢٨٢)
فتنه در مصر در رمضان سنۀ 305 بر علیه شیعیان بهطوریکه لشگر روزهاش را إفطار کرد
٣١٩ ص
(٢٨٣)
قوّت تشیّع در مصر بهواسطۀ جوهر، و المعزُّ لدین الله الفاطمی
٣٢٠ ص
(٢٨٤)
خلفای فاطمیّون در مصر به عالیترین وجهی آنجا را إحیاء نمودهاند
٣٢١ ص
(٢٨٥)
مصر به مصداق «النّاس علی دین ملوکهم» هر زمان، تابع مذهب حاکم آنجا بوده است
٣٢٣ ص
(٢٨٦)
در ایّام اخشیدیّین و کافور، در روز عاشورا خلیفه همۀ مردم را اطعام میکرد با طعام اهل حُزن
٣٢٣ ص
(٢٨٧)
در آن زمان عید غدیر بهقدری با عظمت برگزار میشد که قابل وصف نیست
٣٢٤ ص
(٢٨٨)
کیفیّت برگزاری مراسم عید روز ولادت معصومین، در ایّام خلفای فاطمیّین در مصر
٣٢٥ ص
(٢٨٩)
اقامۀ منبرهای تعلیم فقه اهلبیت به مردم
٣٢٥ ص
(٢٩٠)
مشهور، اسماعیلی بودن فاطمیّین است ولی آثار امامی بودنشان ظاهرتر است
٣٢٥ ص
(٢٩١)
صلاحالدّین أیّوبی مذهب شیعه را برانداخت و فقط رسمیّت به مذاهب أربعه داد
٣٢٦ ص
(٢٩٢)
صلاحالدّین أیّوبی روز عاشورا را روز عید و سرور قرار داد
٣٢٧ ص
(٢٩٣)
حمل نمودن أمیرأفضل رأس الحسین را از عسقلان و دفن نمودن آن در مصر
٣٢٨ ص
(٢٩٤)
اهل مصر، امروز إقبال شدید به اهل بیت و مظاهر تشیّع دارند
٣٢٩ ص
(٢٩٥)
دولت فاطمیّین در مصر، شیعه و علوی بودهاند
٣٣٠ ص
(٢٩٦)
خلفای فاطمیّین، سادات علوی هستند
٣٣٢ ص
(٢٩٧)
شیعه در مصر باید مساجد بهتری و مبلّغین عالمتری برای خود تهیّه کند
٣٣٣ ص
(٢٩٨)
شیعه و وضع عزاداری ایشان در مصر
٣٣٤ ص
(٢٩٩)
تکایا الإیرانیّین فی مصر و إقامة عزاء الحسین علیهالسّلام
٣٣٤ ص
(٣٠٠)
حکومت فاطمیّون
٣٣٥ ص
(٣٠١)
خدمات فاطمیّین در مصر، ایجاد مدارس و مساجد و جلب معلّمین از دنیا
٣٣٥ ص
(٣٠٢)
إظهار تشیّع در زمان فاطمیّین به «حیّ علی خیر العمل» و کتابت «علیٌّ خیر النّاس بعد رسولالله» بر دیوارها
٣٣٦ ص
(٣٠٣)
بنای جامع ازهر از فاطمیّون است
٣٣٦ ص
(٣٠٤)
غلبۀ صلاحالدّین بر مصر و برانداختن تشیّع را
٣٣٧ ص
(٣٠٥)
4 تشیّع در سوریه
٣٣٩ ص
(٣٠٦)
شهر حَلَب، مرکز تشیّع بود
٣٣٩ ص
(٣٠٧)
حَلَب، شهر ادب و شعر و فقه و عظمت به نور تشیّع بود
٣٣٩ ص
(٣٠٨)
أبوفراس حارث بن سعید حَمْدان از عظمای شعرای شیعه بود
٣٤٠ ص
(٣٠٩)
تصرّف صلاحالدّین أیّوبی شهر حلب را
٣٤١ ص
(٣١٠)
مردم حلب به والی گفتند «مُفتی حلب باید سیّد أبیالمکارم حمزة بن زهرۀ حسینی باشد»
٣٤٢ ص
(٣١١)
فتوای شیخ نوح حنفیّ به کفر شیعه و قتل و نهب نفوس و اموالشان، تابوا أو لم یتوبوا
٣٤٣ ص
(٣١٢)
مذاهب موجود در سوریّه
٣٤٣ ص
(٣١٣)
حکومت شیعی حَمدانیّین
٣٤٤ ص
(٣١٤)
عظمت حَلَب و سوریا در ایّام حَمدانیّین و ظهور و آثار تشیّع به أحسن وجه
٣٤٥ ص
(٣١٥)
جنایات و تعصّبهای کوبنده و خانمان براندازندۀ صلاحالدّین أیّوبی در مصر و حَلَب
٣٤٦ ص
(٣١٦)
لولا نورُ الله المنبثق مِن ذاته لائمّة الشّیعة، ما أبقی الأیّوبیُّ و غیره أحدًا من الشّیعة فی العالم
٣٤٧ ص
(٣١٧)
5 تشیّع در یمن
٣٤٩ ص
(٣١٨)
یَمَن و قبیلۀ همْدان شیعۀ خالص بودند
٣٤٩ ص
(٣١٩)
معاویه، بُسْر بن أرطاة را به یمن فرستاد و فجایع وی در آنجا تاریخ را سیاه نموده است
٣٥٠ ص
(٣٢٠)
الآن در یمن بر قبر دو طفل شهید عبیدالله بن عبّاس به دست بُسر، مسجد بنا نمودهاند
٣٥٠ ص
(٣٢١)
6 تشیّع در جبل عامل
٣٥٣ ص
(٣٢٢)
ظهور علمایی همچون شهیدین بعد از ویران شدن حَلَب از تشیّع، بعد از فتوای شیخ نوح حنفیّ
٣٥٣ ص
(٣٢٣)
تنورهای شهر عَکّا بهواسطۀ آتش زدن کتب شیعه، یک هفته نیاز به سوختنداشت
٣٥٤ ص
(٣٢٤)
رواج تشیّع در جبلعامل و فلسطین بهواسطۀ تبعید ابوذرّ بود
٣٥٦ ص
(٣٢٥)
برکت و عظمت جبلعامل در تشیّع و پرورش علما و مجاهدین از زمان أبوذر
٣٥٦ ص
(٣٢٦)
رونق تشیّع در ایران به واسطۀ هجرت علمای جبلعامل در عهد صفویّه
٣٥٧ ص
(٣٢٧)
علماءِ جبلعامل مانند شهیدین از فقهای طراز اوّل اسلاماند
٣٥٨ ص
(٣٢٨)
شیعیان جبل لبنان و طرابلس و عظمت آن
٣٥٨ ص
(٣٢٩)
7 تشیّع در هند
٣٦١ ص
(٣٣٠)
ارسال محمّد بن عبدالله بن حسن، پسرش را به هند برای بیعت
٣٦١ ص
(٣٣١)
روح تشیّع در هند جریان دارد
٣٦٢ ص
(٣٣٢)
شهر گجرات، وعّاظ و تجّار شیعه را محترم میشمرد
٣٦٣ ص
(٣٣٣)
مستنصر خلیفۀ فاطمی، عبدالله را برای تشیّع هند، به هندوستان فرستاد
٣٦٣ ص
(٣٣٤)
عبدالله، «المهنت» زعیم أعظم وثنیّین و «بهارمل» وزیر اعظم، و خود راجه «جیسنگیه» را مسلمان و شیعه نمود
٣٦٤ ص
(٣٣٥)
سلطان تغلق، امر به قتلعام جمیع شیعیان و إحراق کتابهایشان نمود
٣٦٥ ص
(٣٣٦)
اُورنگ زیب عالمگیر، شیعه بود و پسرش در مناظره با علمای عامّه فائق شد
٣٦٦ ص
(٣٣٧)
8 تشیّع در إمارات عربی کویت، قَطَر، قطیف، إحساء
٣٦٧ ص
(٣٣٨)
تتمّۀ مسائل تشیّع إمارات عربی
٣٦٨ ص
(٣٣٩)
9 تشیّع در بحرین
٣٦٩ ص
(٣٤٠)
بلاد بحرین از زمان رسولالله صلّی الله علیه و آله شیعه بودهاند
٣٦٩ ص
(٣٤١)
10 تشیّع در افغانستان
٣٧١ ص
(٣٤٢)
11 تشیّع در آفریقا
٣٧٣ ص
(٣٤٣)
مدینۀ منوّره
٣٧٧ ص
(٣٤٤)
دخول آیةالله عاملی در داخل شبّاک قبر رسولالله صلّی الله علیه و آله
٣٧٧ ص
(٣٤٥)
کیفیّت دخول و سلام بر رسول خدا و بر حضرت زهرا علیهماالسّلام
٣٧٨ ص
(٣٤٦)
مدائن صالح پیغمبر و شهر تبوک
٣٧٩ ص
(٣٤٧)
غدیر خمّ و مسجد غدیر
٣٧٩ ص
(٣٤٨)
الجمرات الثّلاث
٣٨٠ ص
(٣٤٩)
چاه زمزم و قناة زبیده از طائف به مکّۀ مکرّمه
٣٨٠ ص
(٣٥٠)
عدم واقعیّت بعضی از مزارها
٣٨١ ص
(٣٥١)
در مکان قبر حضرت سیّدالشّهدا علیهالسّلام و اهل بیت و یارانش
٣٨٢ ص
(٣٥٢)
در مکان قبر حرّ بن یزید ریاحی و خانۀ امیرالمؤمنین در قرب مسجد کوفه
٣٨٢ ص
(٣٥٣)
در مکان قبر مقدادبن أسود کندی و مختار ثقفی
٣٨٣ ص
(٣٥٤)
مشهد رأس الحسین علیهالسّلام در مصر
٣٨٤ ص
(٣٥٥)
سیّد محسن عاملی (ره) قبر حضرت زینب سلام الله علیها را در مصر نمیداند
٣٨٤ ص
(٣٥٦)
محلّ مضجع شریف حضرت زینب سلام الله علیها
٣٨٥ ص
(٣٥٧)
دربارۀ کتاب
٣٨٦ ص
(٣٥٨)
عُسفان محل حبس هِشام بن عبدالملک، فرزدق را به جرم قصیده
٣٩٠ ص
(٣٥٩)
الف) رهبری و تشکیل حکومت
٣٩٥ ص
(٣٦٠)
روایت کافی از حضرت امام محمّد باقر علیهالسّلام در آنکه «شخص بدون امام مانند برّۀ بدون چوپان، طعمۀ گرگ خواهد شد»
٣٩٥ ص
(٣٦١)
دو روایت از حضرت امام حسن عسکریّ در عظمت و جلالت مقام ائمّه علیهمالسّلام
٣٩٧ ص
(٣٦٢)
چندین روایت قریب المضمون با روایت «قلیلٌ یُفتقر إلیه خیرٌ من کثیرٍ یُستغنی عنه»
٣٩٨ ص
(٣٦٣)
رسالۀ دولت اسلام
٤٠٠ ص
(٣٦٤)
عدالت و شورا و مساوات آحاد مسلمین، مبدأ ترقّی و نفوذ صدر اسلام
٤٢١ ص
(٣٦٥)
تحلیل و بررسی کیفیّت تنبّه مسلمانان و قیام علیه ظلم و استبداد
٤٢٥ ص
(٣٦٦)
قانون مساوات
٤٢٦ ص
(٣٦٧)
شورا و مشروطیّت در سلطنت اسلامیّه
٤٢٨ ص
(٣٦٨)
شرایط اهل مشورت
٤٣١ ص
(٣٦٩)
مالیات و خراج در اسلام
٤٣٢ ص
(٣٧٠)
حقوق والی بر رعیّت و حقوق رعیّت بر والی
٤٣٥ ص
(٣٧١)
اختلاف استعدادات مردم
٤٣٧ ص
(٣٧٢)
الزامآور بودن قوانین حکومتی در احکام متغیّر
٤٣٧ ص
(٣٧٣)
احکام متغیّر، تابع مصالح و مقتضیات زمان
٤٣٧ ص
(٣٧٤)
لزوم عمل نمودن رجال سیاسی به مفاد نامۀ امیرالمؤمنین به مالک اشتر
٤٣٨ ص
(٣٧٥)
جهل مردم مهمترین عامل ایجاد استبداد
٤٣٩ ص
(٣٧٦)
استبداد دینی
٤٤٠ ص
(٣٧٧)
خطر خودسری و گردنکشی و دستدرازی نزدیکان و خویشاوندان حاکم
٤٤١ ص
(٣٧٨)
عبرت گرفتن از احوال امّتهای گذشته در حفظ وحدت کلمه بین مردم
٤٤٢ ص
(٣٧٩)
حربۀ مستکبران با ترساندن و آزار و اذیّت آزادی خواهان
٤٤٤ ص
(٣٨٠)
راههای علاج قوای استبداد
٤٤٥ ص
(٣٨١)
ابتلای امّت اسلام به اختلاف و جنگ بین خودشان
٤٤٥ ص
(٣٨٢)
لزوم کندن ریشۀ ناپاک شاهپرستی
٤٤٧ ص
(٣٨٣)
مقدّمۀ کتاب وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام
٤٤٩ ص
(٣٨٤)
٤٥٧ ص
(٣٨٥)
نامۀ حضرت زینالعابدین به زُهْریّ در عدم إعانت حُکّام جائر
٤٦٣ ص
(٣٨٦)
جواز دخول در حیطۀ حاکم جائر در صورت رفع مفاسدی اعظم از ترکدخول
٤٦٤ ص
(٣٨٧)
شیوۀ عمل أئمّۀ اطهار در زمان حکّام جائر
٤٦٥ ص
(٣٨٨)
شیعه براساس محبّت عمل میکند نه براساس عدل
٤٦٥ ص
(٣٨٩)
امر حضرت صادق علیهالسّلام به أبان، در قطع طواف برای قضاءِ حاجتمؤمن
٤٦٦ ص
(٣٩٠)
ب) تدوین قانون
٤٦٧ ص
(٣٩١)
پیشنهادات حضرت علاّمه طهرانی به آیةالله خمینی
٤٦٧ ص
(٣٩٢)
پیشنهاد اول نماز جمعه و عفو عمومی (ت)
٤٦٧ ص
(٣٩٣)
پیشنهاد نُهُم تصحیح طریقۀ شهریّۀ طلاّب
٤٧٧ ص
(٣٩٤)
پیشنهاد دهم منع استعمال دخانیات و إعلام حرمت آن
٤٧٩ ص
(٣٩٥)
یازدهم کیفیّت لباس متّحدالشّکل مسلمین
٤٨٠ ص
(٣٩٦)
دوازدهم لباس مناسب برای طلاّب و ائمۀ جمعه و جماعات
٤٨١ ص
(٣٩٧)
سیزدهم رایگان کردن امور پزشکی، اعم از طبیب و قابله و دارو
٤٨٥ ص
(٣٩٨)
چهاردهم رایگان کردن اُمور تحصیلی، هرگونه علم و دانش مشروعی که بوده باشد
٤٨٥ ص
(٣٩٩)
پانزدهم استخدام معلّمین و متخصّصین از خارج، و منع اعزام محصّل به خارج
٤٨٧ ص
(٤٠٠)
شانزدهم اعلان اذان در مواقیت پنجگانۀ نماز و حکم به دخول شهور قمریّه طبق رؤیت هلال
٤٨٩ ص
(٤٠١)
هفدهم برگرداندن زندگی سَرَف و هذر و إتراف را به زندگی سالم و ساده
٤٩٢ ص
(٤٠٢)
هجدهم ترغیب اُمّت مسلم را به مهرالسُّنّة
٤٩٥ ص
(٤٠٣)
نوزدهم برداشتن تکدّی و کلاّشی و کلاهبرداری به اسم فقیر و محتاج
٤٩٩ ص
(٤٠٤)
بیستم تطبیق دادن امور اداری با امور شرعی، و ایجاد رسالههای عملیّهای با قاطعیّت و شمولیّت در احکام
٥٠٠ ص
(٤٠٥)
موارد پیشنهادی شهید مطهّری به رهبر کبیر انقلاب ساعاتی قبل از شهادت
٥٠٢ ص
(٤٠٦)
در باب پیشنویس قانون اساسی
٥٠٢ ص
(٤٠٧)
کیفیّت زمامداری امیرالمؤمنین علیهالسّلام
٥٠٣ ص
(٤٠٨)
چهار حکم اساسی مأخوذ از اسلام
٥٠٥ ص
(٤٠٩)
نحوۀ نگرش اسلام به اهل ذمّه
٥٠٧ ص
(٤١٠)
حقوق مدنی
٥٠٩ ص
(٤١١)
قانون اساسی و حکومت در اسلام
٥١٢ ص
(٤١٢)
فقط مسلمانان ساکن در کشورهای اسلامی میتوانند در پستهای ولائی قرار گیرند
٥١٤ ص
(٤١٣)
حقوق دولت بر مردم
٥١٥ ص
(٤١٤)
اسلام کثرت عدد را میزان حق و باطل نمیداند
٥١٦ ص
(٤١٥)
چیزهایی که ذوق اسلامی آن را میکوبد و چشم مروّت را به گریهدرمیآورد
٥١٧ ص
(٤١٦)
تمسّک برخی به آیاتی از سورۀ بقره برای امکان انفکاک ریاست جمهوری از فقیه أعلم و أبصر و أورع
٥١٨ ص
(٤١٧)
راجع به رسالة بدیعة
٥١٩ ص
(٤١٨)
مطالبی از کتاب
٥٢٠ ص
(٤١٩)
عدم تأثیر کثرت و قلّت مردم در أمیرالمؤمنین علیهالسّلام
٥٢٠ ص
(٤٢٠)
فصل دوّم جنایات و خیانتهای استعمار
٥٢٠ ص
(٤٢١)
بیداری ملّتها در مقابل ظلم دستگاه حاکمه
٥٢٣ ص
(٤٢٢)
کلام حضرت آیةالله خمینی دربارۀ تأثیر فرهنگ منحطّ غرب در کشور اسلام
٥٢٧ ص
(٤٢٣)
فی مکتوب سیدة
٥٢٨ ص
(٤٢٤)
جنایات تورات فعلی بر عالم بشریّت
٥٣٠ ص
(٤٢٥)
ویل دورانت «قرآن یک اخلاق مردانه را تعلیم میکند و انجیل اخلاق زنانه را»
٥٣١ ص
(٤٢٦)
گفتار دکتر حاج محمّد توسّلی دربارۀ مثلّث محیط بر اقتصاد و اخلاق و روش جهان
٥٣٤ ص
(٤٢٧)
فقهای مقرّب به سلاطین، دستور حبس محییالدّین عربی و قتل حلاّج و سهروردی را صادر نمودند
٥٣٧ ص
(٤٢٨)
علمای فاسد عامّه به واسطۀ تقرّب به سلاطین و امرار معیشت، به عامۀ مردم و فقرا ستم کردند
٥٣٩ ص
(٤٢٩)
به واسطۀ غلبۀ کفر، مشرقزمین را لگدمال کردند و دولت فلسطین و صهیونیزم را به وجود آوردند
٥٣٩ ص
(٤٣٠)
خدمات مسلمین به یهود و نصاری در طول این قرون عدیده، به خلاف قساوت آنها نسبت به مسلمین
٥٤٠ ص
(٤٣١)
عقبافتادگی مصریان و عثمانیّون از علوم در یک قرن پیش از این
٥٤٢ ص
(٤٣٢)
روزنامه، رادیو، سینما عظیمترین عوامل برای انتقال فرهنگ غرب به شرق بوده است
٥٤٣ ص
(٤٣٣)
سه سؤال مستشرق هلندی از احمد امین راجع به أزهر و دانشگاه و مفاد کتاب علی عبدالرّازق
٥٤٥ ص
(٤٣٤)
حرکت و نهضت فکری جدید در جوانان، راجع به برگشت به اسلام و احکام قرآن
٥٤٦ ص
(٤٣٥)
ده مادّۀ عملیّۀ إخوان المسلمین در مصر برای رجوع به اسلام حقیقی
٥٤٦ ص
(٤٣٦)
در قرآن کریم آیاتی است که دلالت بر لزوم نَشْو و ارتقاء، طبق حوائج زمان دارد
٥٤٩ ص
(٤٣٧)
باید به علم و تمدّن فعلی اروپا بلکه بالاتر از آن رسید، بدون فرهنگ منحطّۀ غرب
٥٥٠ ص
(٤٣٨)
مسلمین با تعالیم اسلامی باید بر علیه دُوَل استعمارگر قیام کنند، و از بتپرستهای قیام کننده عقبتر نباشند
٥٥١ ص
(٤٣٩)
استعمار به علّت فقر مواد خام، مواد خام را از بلاد اسلام به اروپا برده، در کارخانجات تبدیل به مواد مصنوعه کرد و برای کارخانجات داخلی آنقدر مالیات بست که همه را از هستی ساقط کرد
٥٥٢ ص
(٤٤٠)
در شرق بیش از غرب به قلب تکیه میشود؛ انبیا و عرفا و متصوّفه از شرقبرخاستهاند
٥٥٣ ص
(٤٤١)
حِسّ خداجویی و معارف غیبی، گویا با سِرِشت شرقیها خمیر شده است
٥٥٤ ص
(٤٤٢)
یگانه علاج اروپا و اروپایی ضمیمه نمودن دین است به دنیا، و اخلاق و وجدان به علم و دانش
٥٥٥ ص
(٤٤٣)
سدّ باب اجتهاد در عامّه، عظیمترین سدّ تکامل است؛ تا این سدّ نشکند مسلمین راه سعادت را نمییابند
٥٥٦ ص
(٤٤٤)
باید دنبال عقل و دین، هر دو رفت
٥٥٧ ص
(٤٤٥)
اروپا عقل دارد و دین ندارد لهذا بیچاره است
٥٥٨ ص
(٤٤٦)
استاد رینان فیلسوف فرانسوی «اسلام راستین، دین عقل و قلب است، و بر اروپا سیطره خواهد نمود»
٥٥٩ ص
(٤٤٧)
اسلام مرام لاشرقیّةٌ و لاغربیةٌ هست، و منجی عالم خواهد شد
٥٦٠ ص
(٤٤٨)
امروزه جهان غرب، زن را اصل جمال و معتمد و متّکا میشمرد
٥٦١ ص
(٤٤٩)
نظریّههای مختلف که برای آتیه جهان داده شده است
٥٦٢ ص
(٤٥٠)
اگر مسلمین فقط به نشر دین خود بپردازند، جهان به اسلام میگراید
٥٦٣ ص
(٤٥١)
عدول احمد امین از آراءِ گذشته و امر به صحّت دعاوی شیعه ضمناً
٥٦٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص

مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٦ - عمر بن عبدالعزیز به جریر شاعر فقط چهار دینار جایزه داد از اموال شخصی خود

یدعوک دعوةَ ملهوفٍ کأنّ به

خَبْلًا [مسًّا] من الجِنّ أو مَسًّا من الـبَشَرِ

فإنْ تدَعْهم فمن یرجُونَ بَعدَکُمُ

أو تُنْجِ منها فقد أنجَیتَ من ضَرَرِ

هذی الأراملُ قد قَضَّیْت حاجتها

فَمَن لِحاجَةِ هذا الأرمَلِ الذَّکَرِ

خلیفةَ الله ماذا تأمرون بنا

لسنا إلیکم و لا فی دارِ مُنتَظَرِ

أنت المبارکُ و المهدیُّ سیرتُه

تَعصی الهوی و تقومُ اللّیل بالسُّوَر

عمر بن عبدالعزیز به جریر شاعر فقط چهار دینار جایزه داد از اموال شخصی خود

قال: فبکی عمر و هَمَلَت عیناه و قال: ارفَعْ حاجتَک إلینا یا جریر. قال جریرٌ: ما عوَّدتْنی الخلفاءُ قبلَک! قال: و ما ذلک؟ قال: أربعةُ آلاف دینار، و توابعُها من الحُملان و الکِسوة.

قال عمر: أمِن أبناء المهاجرین أنت؟ قال: لا. قال: أفمِن أبناء الأنصار أنت؟ قال: لا. قال: أفقیرٌ أنت مِن فقراء المسلمین؟ قال: نعم.

قال: فأکتُب لک إلی عامل بلدِک أن یجری علیک ما یجری علی فقیرٍ من فقرائهم. قال جریرٌ: أنا أرفع من هذه الطبقة یا أمیرالمؤمنین!

قال: فانصرف جریرٌ، فقال عمرُ: رُدُّوه علَیَّ! فلمّا رجع قال له عمرُ: قد بقیت خصلةٌ أخری، عندی نفقةٌ و کِسوةٌ أُعطیک بعضَها.

ثمّ وصله بأربعة دنیانیر؛ فقال: و أین تقع منّی هذه یا أمیرالمؤمنین؟! فقال عمرُ: إنّها والله لَمِن خالص مالی، و لقد أجهدتُ لک نفسی. فقال جریرٌ: والله یا أمیرالمؤمنین إنّها لَأحبُّ مالٍ کسبتُه.

ثمّ خرج، فلقیه النّاسُ فقالوا له: ما وراءک؟ قال: جئتُکم مِن عند خلیفة یُعطِی الفقراءَ و یمنع الشعراءَ، و إنّی عنه لَراضٍ.»[١]و[٢]


[١]. الإمامة و السیاسة، ج ٢، ص ٩٦.

[٢]. جنگ ٢٠، ص ٤٣٩ ـ ٤٥٣.