مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٩ - قتل عبدالله بن خبّاب بن أرَت و زوجهاش با سه نفر زن دیگر توسّط خوارج
صفحة ١٢٦: «(قال:) فأنکَرَها الأشترُ و قَیسُ بن سَعد، و کانا أشدَّ النّاس علی علیٍّ فیها قولًا؛ فکان الّذین عملوا فی الصُّلح الأشعَثُ بن قَیس و عَدِیُّ بن حاتم و شُرَیح بن هانئ و عَمرو بن الحَمِق و زَحْر بن قَیس.»[١]
قتل عبدالله بن خبّاب بن أرَت و زوجهاش با سه نفر زن دیگر توسّط خوارج
صفحة ١٤٦: «فأجمع علیٌّ و النّاسُ علی المسیر إلی صفّین و تجهّز معاویةُ حتّی نزل صفّینَ. فلمّا خرج علیٌّ بالنّاس عبَر الجسرَ، ثمّ مضی حتّی نزل دَیرَ أبیموسی علی شاطِئِ الفُرات، ثمّ أخذ علی الأنبار.
و إنّ الخارجةَ الّتی خرَجَت علی علیٍّ بینما هم یسیرون، فإذا هم بِرَجُلٍ یَسُوق امرأتَه علی حمارٍ له، فعَبَروا إلیه الفراتَ فقالوا له: ”مَن أنت؟!“ قال: ”أنا رجلٌ مؤمنٌ.“ قالوا: ”فما تقول فی علیِّ ابن أبیطالب؟“ قال: ”أقول: إنّه أمیرالمؤمنین، و أوّلُ
[١]* امید شفاعت آنها را در روز حساب و حشر و نشر با خود داریم و از خدای منّان طلب رحمت و رضوان و وصول به أعلی مرتبه از تجرّد و توحید را خواستاریم، با صراحت تمام میگوییم که اگر بهجای آنان در آن حوادث قرار میگرفتیم، میبایست چشم بر دهان مولا علی میداشتیم و خواست او را بر همۀ آراء و انظار و تفکّرات خود مقدّم میداشتیم و ابداً به اندازۀ مثقال ذرّهای از اراده و میل و سخن او تخطّی نمینمودیم؛ اگر میفرمود: جنگ کنید! میکردیم، و در آخرین لحظه پیروزی بر دشمن اگر میفرمود: دست باز دارید! میبایست دست باز داریم.
و این است حقیقت مفهوم: «النبیّ أولیٰ بکم من أنفسکم؛ پیامبر از خود شما به شما نسبت به سرنوشت شما أولی و أحقّ است.»
عبور انسان از مراتب نفسی و انانیّت و شهود حقیقت جمال محبوب در اینگونه موارد حاصل خواهد شد.
إنشاءالله در آینده راجع به این مسئله توضیح کافی داده خواهد شد. [معلّق]
[١٦٣]. الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ١١٢.