جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩٤ - ١١ رعایت انصاف در پذیرش حق!
خلِیفه اصرار کرد و آن حضرت را قسم داد. حضرت در جواب فرمود: اکنون که قسم دادِید، مِیگوِیم: اِین حدودِی که اهلسنت تعِیِین کردند همگِی اشتباه است. باِید تنها چهار انگشت او بدون انگشت شست، برِیده شود. خلِیفه پرسِید: دلِیل آن چِیست؟
حضرت فرمود: پِیامبر ٦ فرمود: سجده بر هفت عضو است، پِیشانِی، دو کف دست، دو زانو و دو انگشت پا. حال اگر دست از مچ ِیا مرفق برِیده شود، دِیگر دستِی براِی سجده باقِی نِیست، از طرفِی خداوند مِیفرماِید: (اَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ) مواضع سجود، اختصاص به خداوند دارد. آنچه براِی خداست برِیده نمِیشود. معتصم خوشحال شد و آن را پذِیرفت. [١]
١١. رعاِیت انصاف در پذِیرش حق!
اسحاق کندِی از دانشمندان معروف و به نام عراق بود. مردم او را به عنوان فِیلسوف برجسته مِیشناختند. ولِی با اِین حال کافر بود و اسلام را قبول نداشت. وِی گمان مِیکرد که بعضِی از آِیات قرآن با بعض دِیگر سازگار نِیست. از اِین رو تصمِیم گرفت در مورد تناقضهاِی قرآن کتابِی بنوِیسد! براِی نگارش چنِین کتابِی مدّتِی طولانِی در خانه نشست و مشغول نوشتن شد. روزِی ِیکِی از شاگردان وِی محضر امام حسن عسکرِی ٧رسِید و جرِیان را اطلاع داد. حضرت به او فرمود: آِیا در بِین شما مرد رشِیدِی نِیست که استادش را با استدلال از نوشتن اِین کتاب منصرف سازد؟ مرد عرض کرد: من از شاگردان او هستِیم. چگونه ممکن است او را از عقِیدهاش منصرف کنم؟
امام فرمود: آِیا حاضرِی آنچه را که به تو مِیآموزم با استاد خود مطرح کنِی؟ عرض کردم: بلِی! حضرت فرمود: پِیش او برو و مدّتِی او را در اِین کار کمک کن به طورِی که با او انس بگِیرِی و دوست و همدم او شوِی. بعد به او بگو: سؤالِی براِیم پِیش آمده و مِیخواهم از شما بپرسم و غِیر شما کسِی شاِیسته پاسخ به آن نِیست. بعد به او بگو: آِیا ممکن است فرستنده قرآن معانِی غِیر از آنچه را شما فهمِیدهاِید اراده کرده باشد. او در جواب خواهد گفت: آرِی؟ در اِین هنگام به او بگو: شما چه مِیدانِید شاِید منظور خدا از آِیات قرآن «آِیاتِی که دو پهلو هست و دو احتمال دارد» غِیر از معانِی باشد که شما حدس زده و به آن اشکال کردهاِید.
[١] پند تارِیخ، خسروِی، ج ٢، ص: ١٥٢.