جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٧٣ - ٣ اجازه گرفتن هنگام تصرف در اموال دیگران
گفت: نه. حضرت فرمود: پس با اجازه وارد شو.[١] طبق آِیه ذِیل مؤمنان باِید هنگام ورود به خانه دِیگران اجازه بگِیرند و چنانچه به جهتِی اجازه ورود به آنان داده نشد بدون هِیچگونه عذر و بهانهاِی برگردند. (ِیاَِیُّهَا الَّذِینَ ءامَنوا لا تَدخُلوا بُِیوتـًا غَِیرَ بُِیوتِکُم حَتّى تَستَأنِسوا… فَلاتَدخُلوها حَتّى ِیُؤذَنَ لَکُم واِن قِیلَ لَکُمُ ارجِعوا فَارجِعوا هُوَ اَزکى) [٢]
نکتهها:
پيامبر اكرم ٦ هرگاه مىخواست وارد منزلى شود، براى اجازه گرفتن، روبروى در خانه نمىايستاد بلکه کنارِی مِیاِیستاد تا نگاهش به داخل خانه نيفتد.[٣]
براى ورود به خانه ديگران تا سه مرتبه سفارش شده اجازه ورود بخواهِید تا اهل خانه فرصت جمع و جور كردن خود و مرتبکردن وسائل خانه را داشته باشند. ولِی براى نجات مظلوم ِیا در هنگام آتشسوزى و موارد مشابه آنکه حالت اضطرار است اجازه لازم نيست و نباِید معطل کرد تا جان فرد به خطر بِیفتد. [٤]
٣. اجازه گرفتن هنگام تصرف در اموال دِیگران
امام صادق ٧ شنيد كه مردى شهرت به تقوى پيدا كرده و جمع زيادى از عوام اطراف او را گرفتهاند. روزِی امام آن مرد را دِید که از مغازه نانواِیى دو نان مخفيانه برداشت و به راه افتاد. پس از چند قدمى از دكان مِیوهفروشى دو انار برداشت و دوباره به راهش ادامه داد.
پس از پيمودن مسافتى نزد مريضى رفت و نانها و انارها را به او داد. چون خواست به راه خود ادامه دهد، امام که شاهد اِین جرِیان بود خود را به آن مرد رسانِید و فرمود: امروز از تو عمل عجِیبِی را ديدم. حضرت آنچه را ديده بود برايش نقل نمود!
آن مرد گفت: گمان مىكنم شما امام صادق ٧ هستِید. سپس گفت: با آن كه فرزند پيامبر
[١] تفسِیر نور، ذِیل آِیه شرِیفه.
[٢] سوره نور، آِیه ٢٨.
[٣] تفاسير كبير، جلد ٦، ص: ١٦٩.
[٤] تفسير كبير، فخر رازى، ذِیل آِیه شرِیفه.