تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٨ - سوره التوبة(٩) آيات ٨٠ تا ٨٩
آن حضرت كه يا رسول اللَّه ص پيراهن خود را كفن او كن و در قبر او داخل شو و اعدا را بر من خوشحال مگردان و در روايتى ديگر آمده كه عمر گفت يا رسول اللَّه بر دشمن خدا نماز ميگذارى فرمود
و ما يدريك ما قلت فانى قلت اللهم احش قبره نارا و سلط عليه الحيات و العقارب
و مرويست كه حضرت را گفتند يا رسول اللَّه اين منافق بود چرا پيراهن خود را در بر او كردى و وى را بآن كفن فرمودى جواب داد كه
ان قمصى لن يغنى عنه من اللَّه شيئا و انى اؤمل من اللَّه ان يدخل بهذا السبب فى الاسلام خلق كثير
يعنى پيراهن من نزد خدا دفع عذاب خدا از او نخواهد كرد و من اميدوارم از خدا كه بسبب اين مردمان بسيار در دايره اسلام در آيند و در روايت آمده كه بسبب اين لطف و مرحمت كه از آن حضرت صادر شد هزار كس از خزرج مسلمان شدند از ابن عباس و جابر و قتاده نقلست كه حضرت نماز بر او گذارد و قميص خود را در او پوشانيد پيش از آنكه حقتعالى نهى صلاة كند بر منافقان و بعد از آن حضرت بر هيچ منافقى نماز نگذارد و اين روايت از زجاج منقولست و اكثر علماء و مفسرين برانند كه حضرت نماز بر وى نگذارد و از جمله انس و حسن روايت كردهاند كه حضرت اراده فرمود كه نماز بر او كند جبرئيل جامه او را بكشيد و وى را بازپسبرد و اين آيه بر او خواند كه وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ و مايست بر سر گور وى براى دفن و زيارت يا دعا و استغفار إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان يعنى منافقان كَفَرُوا بِاللَّهِ كافر شدند بخدا و بر شرك خود ايستادند وَ رَسُولِهِ و بفرستاده او كه فرمانبردارى او نكردند وَ ماتُوا و مردند وَ هُمْ فاسِقُونَ و حال آن كه ايشان بيرونرفتگانند از طريق ايمان و مصر بر آن اين كلام براى تعليل نهى است يا تابيد موت اهل نفاق در كنز العرفان مذكور است كه ذكر ابدا با آنكه رسول ابدى نبود بجهت آنست كه مراد آنست كه و لا تصل انت و لا امتك ابدا و يا حقيقت معنى آنست كه ايشان هرگز مستحق صلاة نيستند بجهت كفر ايشان و اولى آنست كه قيد تاييد بجهت قطع طمع ايشان باشد در اين يا قطع تجويز نسخ و چون لفظ مات دلالت بر حدوث ميكند نه بر ثبوت از اين جهت در عقب آن فرموده كه وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ تا دال بر ثبوت كفر ايشان باشد تا حين موت و فسق بمعنى كفر است زيرا كه آن اعم از كفر است و جايز است اطلاق عام بر خاص و در اين آية چند فايده است يكى آنكه در سبب نزول آيه چنين آوردهاند كه رسول بر منافقين نماز مىگذارد و بر بالاى قبور ايشان مىايستاد و براى ايشان دعا ميكرد بجهت تالف احباى ايشان و ترقب در تحقق اسلام ايشان و چون عبد اللَّه ابن ابى سلول مريض شد كسى را نزد پيغمبر ص فرستاد و استدعاء آمدن آن حضرت كرد چون حضرت نزد وى آمد و او را گفت
اهلكك