تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٦ - سوره الأعراف(٧) آيات ٩٠ تا ٩٩
عزم خروج نمود و در حين خروج با قوم گفت كه من مبالغه كردم در ابلاغ و انذار شما و بذل سعى و جهد نمودم در نصح و إشفاق براى شما و شما تصديق نكرديد و بر كفر خود ثابت و راسخ شديد لا جرم مستوجب اين عذاب شديد پس چگونه من تاسف خورم بر هلاك شما و شما از روى عناد مرا تصديق نكرديد و بر كفر خود ثابت و راسخ شديد و در آيه دلالت است بر آنكه مؤمن را جايز نيست كه از براى كافر دعاى خير كند و اندوه خورد بر هلاك اهل كفر و ظلم و بعد از ذكر قصص بعضى از امم سالفه و قرون خاليه و بيان هلاكت ايشان بتكذيب پيغمبران كفار قريش را تهديد مينمايد و ميفرمايد كه وَ ما أَرْسَلْنا و نفرستاديم ما فِي قَرْيَةٍ در هيچ شهرى و دهى مِنْ نَبِيٍ هيچ پيغمبرى را كه او را تكذيب كردند إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها مگر آنكه بگرفتيم اهل آن شهر را بِالْبَأْساءِ بسختى و تنگى وَ الضَّرَّاءِ و برنج و بيمارى لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ شايد زارى كنند و اظهار تذلل و عجز نموده تصديق نيى خود نمايند تا اين بلا از ايشان مندفع گردد و چون ببلا و زحمت تنبيه نشدند و ايمان نياوردند ايشان را بعطا و راحت ممتحن ساختيم ثُمَّ بَدَّلْنا پس بدل كرديم مَكانَ السَّيِّئَةِ بجاى بلا و مرض و شدت و تنگى الْحَسَنَةَ سلامتى و صحت و راحت و فراخى حَتَّى عَفَوْا تا وقتى كه بسيار شدند هم بمال و هم برجال اينجا نيز آغاز كفران كردند عفو بمعنى كثرت است يقال (عفى البنات اذا كثرت و عفى اللحية) حاصل معنى آنست كه ما ايشان را هم به بيمارى و هم بقحطى و هم بتندرستى و فراخ دستى ابتلا و امتحان كرديم ايمان نياوردند وَ قالُوا و گفتند در حين تبديل نقمت بنعمت كه اين هر دو از طبيعت روزگار است و فلك دوار قَدْ مَسَّ آباءَنَا بدرستى كه رسيد پدران ما را نيز الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ سختى و شادى يعنى در زمان گذشته نيز گاهى قحطى بود و وقتى فراخى و زمانى صحت و گاهى بيمارى و زمانى غم و محنت و گاهى خرمى و شادى و اين نه بسبب كفر و ايمان است پس ما بر همين طريقه راسخ خواهيم بود و بر نخواهيم گشت و چون بر ناسپاسى و كفر رسوخ ورزيدند فَأَخَذْناهُمْ پس بگرفتيم ايشان را بَغْتَةً از روى فجاة يعنى ناگاه عذاب بايشان رسيد وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ در حالتى كه نميدانستند كه عذاب بايشان نازل خواهد شد و اصلا توقع اين نداشتند و حسرت و شدت اين نوع عذاب عظيمتر از عذابيست كه مقدمات آن را ديده باشند و آن را دانسته نعوذ باللّه من غضبه و سخطه بعد از آن بيان ميكند كه هلاكت امم سالفه بجهت شامت بدى اعتقاد و كردار بد ايشان بود و ميفرمايد كه وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى