تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٨٠
شيئا و يا خدا مؤاخذه ظلم احدى از ايشان نكند باصلاح اكثر ايشان و قول اول از ابن عباس مرويست وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ و اگر خواستى خداى تو لَجَعَلَ النَّاسَ هر آينه گردانيدى بجبر و قهر و الجا مردمان را أُمَّةً واحِدَةً يك يك گروه يعنى بر يك دين و يك آئين و ليكن اين منافى تكليفست چه از شروط تكليف اختيار است پس ايشان را تمكين و اختيار داد بعضى باختيار خود ايمان آوردند و برخى ديگر اختيار كفر كردند وَ لا يَزالُونَ و هميشه باشند مُخْتَلِفِينَ اختلاف كنندگان در حق و باطل چون يهود و نصارى و مجوس بجهت عدم تدبر در دلايل واضحه و حجج بينه إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ مگر آنكه رحم كرده پروردگار تو او را بلطف و توفيق بواسطه تدبر و نظر در دلايل هاديه مراد اهل ايمانند كه اختلاف اصول دين در ميان ايشان نيست و گويند مراد اختلاف مردمانست در روزى كه بعضى توانگرند و برخى درويش مگر كه خدا او را قناعت دهد وَ لِذلِكَ اشارتست به آن چه منطوق كلام دالست بر آن كه تمكين و اختيار است يعنى از براى تمكين و اختيار كه اختلاف از آن ناشى شده خَلَقَهُمْ آفريده است ايشان را تا ثواب دهد اختيار كنندگان حق را بجهت حسن اختيار و معاقب سازد اختيار كننده باطل را بجهت سوء اختيار و يا اشارت برحمت است كه در ضمن من رحم مفهوم ميشود و چون رحمت بمعنى احسانست و يا تانيث او غير حقيقى است پس تانيث اسم اشارت واجب نباشد يعنى حقتعالى براى رحمت كه آن احسان و فضل است ايشان را بجهت حسن اختيار آفريده است يا اشارتست (الى كونهم امة واحدة مجتمعين على الايمان) چه حقتعالى خلقان را براى ايمان و طاعت آفريده كما قال و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون و يا راجع باختلاف باشد و لام براى عاقبت نه غرض يعنى ايشان را آفريد و دانست كه عاقبت ايشان باختلاف كشد كما قال و لقد ذرءنا لجهنم و نميتواند بود كه اشارت باختلاف باشد زيرا كه حقتعالى از آن نهى فرموده و كاره آنست و اكثر ايشان اطاعت نكرده طريق حق را گذاشتند از اينجهت مستوجب عقوبت شدند وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ و تمام شد سخن پروردگار تو يعنى وعيد او يا قول ملائكه كه لَأَمْلَأَنَ هر آينه پر سازم جَهَنَّمَ دوزخ را مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ از ديوان و آدميان أَجْمَعِينَ همه ايشان يعنى از عاصيان ايشان از دو جنس نه از احدهما وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ و هر خبرى و قصه كه ما ميخوانيم بر تو مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ از خبرهاى پيغمبرانست ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ بيان كلا است يا بدل آن يعنى آن چيزى كه ثابت ميگردانيم بآن دل تو را