تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٧٥
اين نبوده چنانچه ابن عباس روايت كرده كه (ما نزلت على رسول اللَّه فى جميع القرآن آية كانت اشد و اشق عليه من هذه الاية) و لهذا چون از آن حضرت پرسيدند كه ما اسرع الشيب اليك پيرى چه زود بتو شتافت فرمود
شيبتنى سورة هود
سوره هود مرا پير ساخت و ابو على نسوى گفته كه حضرت رسالت (ص) را در واقعه ديدم گفتم سبب شيب تو از سوره هود چه چيز است فرمود كه فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ واحدى باسناد خود از ابراهيم بن ادهم روايت كرده كه مالك دينار از ابو مسلم خولانى نقل كرده كه رسول خدا (ص) فرمود كه
لو صليتم حتى تكونوا كالحنانا و صمتم حتى تكونوا كالأوتار ثم كان الاثنان احب اليكم من الواحد لم تبلغوا حد الاستقامة
و بعد از امر باستقامت نهى مردمان ميكند از مداهنه در امور دينيه و ميل بظلمة و ميفرمايد كه وَ لا تَرْكَنُوا ركون بمعنى ميل يسير است يعنى ميل اندك مكنيد إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا بسوى آنان كه ستم كردند بر خود و بر غير چون تزيى بزى ايشان و تعظيم ذكر ايشان و اختلاط بايشان و اظهار محبت با ايشان و طمع در هداياى ايشان مداهنه كردن و فرمان بردارى ايشان كردن و چه جاى ميل بسيار چون معاونة ايشان نمودن بر بيداد ايشان و راضى شدن بآن و شريك ايشان شدن در ظلم و در خبر است كه پيغمبر خدا (ص) فرمود كه
من دعا ظالما بالبقاء فقد احب ان يقضى اللَّه فى ارضه
هر كه ظالمى را دعا كند ببقاى عمر دوست داشته كه بر خداى عاصى شود در زمين خدا سفيان ثورى فرمود كه هر كه قلمى براى ظلمه بتراشد يا سياهى در دوات ايشان كند و يا كاغذى بدست ايشان دهد تا در او چيزى كه موجب ظلم باشد بنويسند با ايشان شريك باشد حاصل كه حقتعالى از فرط رحمت خود بر بندگان ميفرمايد كه ميل اندك بظلم مكنيد چه جاى بسيار فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ پس برسد بشما آتش دوزخ و هر گاه ركون بكسى كه مسماى ظلم از او صادر شود سبب وصولست به نيران پس چگونه باشد حال كسى كه ركون و ميل نمايد بكسانى كه موسوم باشند بظلم و بعد از آن بتدريج ترقى كند تا كه بنفسه مرتكب ظلم شود و متوغل در آن نعوذ باللّه و نيز از سفيان روايتست كه فى جهنم و او لا يسنكه الا القراء الزايرون للملوك و حكام الجور و بدانكه آيه ابلغ است در نهى از ظلم و تهديد بر آن و خطاب رسول و مؤمنانى كه با او بودند بجهة تثبيت ايشانست بر استقامت كه طريق عدلست چه زوال از استقامت ميل است باحد طرفين افراط و تفريط و ظلم اعم از آنست كه بر نفس خود باشد بارتكاب معصيت يا بر غير خود بر وجه تعدى و نيز بجهة مبالغه در تهديد ركون مىفرمايد كه وَ ما لَكُمْ و نيست شما را مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خدا مِنْ أَوْلِياءَ دوستان كه عذاب از شما باز دارند ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ پس شما يارى داده نشويد چه حكمت او موجب تعذيب ظلمه است و لفظ ثم جهة استبعاد نصرت غير او است در دفع عذاب او از ظالمان در خبر است كه چون