تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣٤ - سوره هود(١١) آيات ٣٠ تا ٣٩
نرساند و اين در جواب آن چيزيست كه ايشان توهم كرده بودند از آنكه جدال نوح بلا فايده است و دليل است بر آنكه اراده الهى تعلق گرفته بود با هلاك ايشان بجهت فرط عناد و جحود ايشان و اصر از ايشان بر كفر و شرك و تنبيه است بر آنكه خلاف مراد اللَّه محال است و در مجمع آورده كه اغوا در اين مقام مأول است بچند وجه يكى آنكه بمعنى تخييب باشد از رحمت و حرمان ثواب و الزام عقاب و حقتعالى عقاب را غى گفته در كريمه فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا اى عذابا دوم مراد عقوبت اغواست اى يريد عقوبتكم على ذلك پس معنى آنست كه حقتعالى جزاى اغواى ايشان دهد و تسميه عقوبت باسم معاقب عليه در كلام عرب شايع است كما فى قوله تعالى وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ سوم معنى آنست كه اگر خدا خواهد كه شما را هلاك گرداند نصيحت من بشما فايده نرساند چه ايمان مقبول نيست نزد نزول عذاب و اين قول حسن است و بنا بر اين اغوا مشتق است از غوى الفضيل غوى اذا بشم فهلك و از بعضى عرب حكايت كردهاند كه اغويته فلانا بمعنى اهلكته چهارم آنكه قوم نوح مجبره بودند و اعتقاد ايشان چنان بود كه حقتعالى اضلال ايشان كرده و آنچه ارتكاب مينمايند موافق اراده او است كه اگر اراده او نميبود گمراه نمىشدند و مردمان را گمراه نميگردانيدند بلكه حقتعالى تغيير آن ميداد نوح عليه السّلام بر وجه تعجب و انكار فرمود كه نصيحت من نفع بشما نرساند اگر هم چنان باشد كه شما مىگوييد و اين از جعفر بن حرب محكيست و شرط نصح باراده در كريمه ان اردت ان انصح لكم با وجود وقوع اين نصح بجهت استظهار است در حجت بر ايشان زيرا كه اعتقاد ايشان آن بود كه آن چه نوح ميگويد نصيحت نيست و جايز نيست كه مراد باغوا در آيت فعل كفر باشد و اراده آن هم چنان كه معتقد مجبره است بجهت قيام ادله بر آنكه خلق كفر و اراده آن از حقتعالى از اقبح قبايح است هم چنان كه معتقد مجبره است بجهت قيام ادله بر آنكه خلق كفر و اراده آن از حقتعالى از اقبح قبايح است هم چنان كه امر بآن و هم چنان كه جايز نيست كه حقتعالى اراده كفر كند جايز نيست كه خلق آن كند و ديگر آنكه اگر اضلال مراد اللَّه ميبود جايز مىبود كه بعث كسى كند كه داعى مردمان باشد بضلال و اظهار معجزه نمايد در يد او و بعد از آن نوح عليه السّلام گفت كه هُوَ رَبُّكُمْ او است آفريدگار شما و متصرف در امور شما بر وفق اراده وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و بسوى او باز گرديده خواهيد شد و بر اعمال خود جزا خواهيد يافت ايشان از اين كلام نيز متنبه نشده أَمْ يَقُولُونَ بلكه گفتند كه افْتَراهُ برمىبند و بر ميبافد نوح وحى را از نزد خود ما نوح را گفتيم كه قُلْ بگو با ايشان إِنِ افْتَرَيْتُهُ اگر بربافتهام وحى را (فعليّ إجرامي) پس بر من است وبال گناه كردن من وَ أَنَا بَرِيءٌ و من بيزارم مِمَّا تُجْرِمُونَ از گناهى كه ميكنيد و اسناد افترا بمن نكنيد مقاتل گفته كه ضمير راجع بحضرت رسالت