تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٦ - سوره هود(١١) آيات ١٠ تا ١٩
الاولياء روايت كرده و مسلم داشته و قدحى در سند اين خبر نكرده و قايل شده كه مراد از يَتْلُوهُ شاهِدٌ على ابن ابى طالب است و حماد بن سلمه روايت كرده است از انس بن مالك كه گفت مراد از أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ حضرت رسالتست صلّى اللَّه عليه و آله و مراد از
(يتلوه شاهد منه على ابن ابى طالب ع كان و اللَّه لسان رسول اللَّه الى اهل مكة)
و از ابى جعفر و على بن موسى الرضا عليهما السلام روايتست كه
الشاهد منه على بن ابى طالب يشهد للنبى (ص) و هو منه
و اينروايت را طبرى باسناد خود از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرده و حديث مشهور نبوى صلّى اللَّه عليه و آله كه
هو منى و انا منه
مؤكد اينحال و مؤيد اينمقالست و تبليغ سوره برائة باهل مكه و قرائت آن بر ايشان از شواهد اين حكم است و بر فطن لبيب مخفى نيست كه آن كسى كه خداى عز و جل او را شاهد پيغمبر خود صلّى اللَّه عليه و آله گرداند و بمعاونت و مساعدت او مطالب رسالت و نبوت را اثبات كند او بمزيد فضيلت و كمال اشرف متصف خواهد بود و بر تو باد كه طريق إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ بگذارى در مسالك انصاف اقدام خود را استوار دارى و اقتداء باهل بيت مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله نمايى و ديده دل را بمحبت شاه اوليا بگشايى و منصب امامت و سرير خلافت باو احق و اولى دانى و او را پيشوا و امام و مولاى خود دانى زيرا كه ظواهر آيات قرآن و اخبار و آثار نبوى دالست بر آنكه خلافت باو الصق و امامت باو اليق است وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى و حقتعالى بعد از آن در صفة تورية كه شاهد است بر حقيت قرآن و پيغمبر آخر الزمان مىفرمايد كه وَ مِنْ قَبْلِهِ و پيش از قرآن يا پيغمبر آخر الزمان (عليه صلوات اللَّه الملك المنان) كِتابُ مُوسى كتاب موسى ع بود يعنى تورية كه مصدق قرآن و سيد پيغمبران است و بشارت دهنده بآن إِماماً در حالتى كه آن تورية پيشوا بود مر اهل دين را وَ رَحْمَةً و سبب بخشايش و واسطه فيض الهى بر منزل عليهم و در دنيا و آخرت أُولئِكَ اشارتست به أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ يعنى آن گروه كه بر بينهاند از جانب خداى يُؤْمِنُونَ بِهِ ميگروند بقرآن يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ و هر كه كافر شود بقرآن يا محمد صلّى اللَّه عليه و آله مِنَ الْأَحْزابِ از گروه يعنى اهل ملل متفرقه از يهود و نصارى و وثنى و آنان كه منحرفاند بايشان در عداوت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله يا مراد اهل مكهاند كه معاون يكديگر بودند در عداوت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و نزد فراء مراد جميع كفارند (لانهم تحزبوا على رسول اللَّه اى اجتمعوا على عداوته) و بر هر تقدير فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ پس آتش دوزخ وعده گاه او است و لا محاله بدو رسد ابو موسى اشعرى روايت كند كه از رسول صلّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود هيچ يهود و ترسايى نباشد كه نام من بشنود و بمن ايمان نيارد