تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٢٥ - سوره هود(١١) آيات ١٠ تا ١٩
كه دعوت كرد بر جانب ديگرش زخم زدند و مردى كه مانند او است در ميان شما هست گفت مرا خبر ده كه آيه أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً در حق كيست فرمود
هما الافجران من قريش بنو مغيرة و بنو اميه
گفت مراد به آيه قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا كيست فرمود اهل حرورايند يعنى خوارج گفت مرا از مجره خبر ده فرمود
اسراج السماء و منها ينبط الماء المنهم
گفت قوس و قزح چيست فرمود كه قزح مگو كه نام ديو است قوس خداى گوى و آن امان است از غرق گفت خبر ده مرا از آن محاق ماه اين آيه بر خواند كه وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً گفت خبر ده مرا از اصحاب رسول صلّى اللَّه عليه و آله گفت از كدام اصحاب گفت از عبد اللَّه مسعود فرمود
قراء القران ثم وقف عنده
قرآن بخواند و بر آن ايستاد گفت مرا خبر ده از ابو ذر فرمود
عالم شحيح على علمه عالم
بخيل بود بر علم خود يعنى علم را جز باهل علم نياموختى گفت خبر ده مرا از سلمان فرمود
ادركه علم الاول و الآخر بحر لا ينزح
او علم اول و آخر دريافت و دريائيست كه آب آن كشيده نميشود يعنى مردم از او مستفيد نميشوند و او لقمان حكيم است و او از ما است كه اهل بيتيم گفت مرا از حذيفه يمانى خبر ده فرمود
كان عرافا بالمنافقين
منافقان را نيك شناختى و مشكلات از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پرسيدى و اگر از وى پرسيد او را عالم يا بيد گفت خبر ده مرا از عمار ياسر فرمود
خالط الاسلام لحمه و دمه و هو محرم على النار
ايمان با گوشت و خون او آميخته است و او حرام است بر آتش دوزخ و هر كجا كه حق رفتى او با حق رفتى گفت (اخبرنى عن نفسك) مرا از خود خبر كن گفت قال اللَّه تعالى فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ خويشتن را مستائيد ليكن بموجب وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ بعضى از احوال خود را بتو بگويم تا هادى خود را بشناسى و تابع او شوى و از ضلالت خلاص يافته بطريق مستقيم مهتدى شوى بعد از آن فرمود كه
اول داخل و اخر خارج و كنت اذا سالت اعطيت و اذا سكت ابتديت و بين جوارحى علم
منم اولين كسى كه پيش رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رفتم و آخرين كسى كه بيرون آمدم و چون خواستمى بمن دادندى و چون نخواستمى ابتدا كردندى بمن بدادن و ميان پهلوى من علم بسيار است گفت از قرآن در حق تو چه آمده فرمود در سوره هود نميخوانى كه أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ آنكه بر بينه بود از خدا رسول بود و من آن گواهم كه ازويم ابن الكوا گفت (و حقك لا اتبعت احدا بعدك) بحق تو كه از پس كسى ديگر نروم مگر از پى تو و اخبار در اينمعنى بسيار است و از جمله يعقوب بن جعفر بن سلمان از طريق اهل سنت روايت ميكند از پدرش و پدرش روايت كرد از پدر خود على بن عبد اللَّه و او از ابن عباس كه مراد از أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ رسول خدايست صلّى اللَّه عليه و آله و از شاهِدٌ مِنْهُ على ابن ابى طالب عليه السّلام و اينخبر را بطريق ديگر حافظ ابو نعمى اصفهانى در حلية