تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٨ - سوره هود(١١) آيات ١ تا ٩
خبرى نميشود چه اين همه اسباب و مواد وجود و معاش شما است و آنچه اعمال شما بآن محتاج است و دلايل و اماراتى است كه بآن استدلال و از آن استنباط ميتوان كرد بر وحدانيت و كمال قدرت و علم او سبحانه در انوار گفته كه جواز تعليق فعل بلوى اعتبار آنست كه بلوى متضمن معنى علم است از حيثيت آن كه طريقست بعلم و ملابس آن هم چنان كه نظر و استماع كه طريق علم است كما تقول انظر ايهم احسن وجها و اسمع ايهم احسن صوتا پس تعليق بلوى راجع باثر باشد نه بمؤثر و ذكر صيغه تفصيل و اختيار كه شامل فرق مكلفين است باعتبار حسن و قبح براى تحريص است بر احاسن محاسن و تخصيص بر كسب مراتب علم و عمل چه مراد بعمل اعم است از عمل قلب و جوارح و لهذا حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله را از معنى اين آيه پرسيدند فرمود
ليبلوكم ايكم احسن عملا و اودع عن محارم اللَّه و اسرع فى طاعة اللَّه
پس معنى آنست كه ايكم اكمل علما و عملا جبائى گفته كه در آية دلالتست بر وجود ملائكه قبل از خلق سماوات و ارض زيرا كه وجه حسن خلق عرش بر آب لطف است براى مكلف تا بر آن استدلال كند بر قدرت او سبحانه پس بايد مكلفى در آن هنگام بوده باشد كه در آن تفكر كند و على بن عيسى گفته كه ممتنع نيست كه خبر دادن باين مصلحت مكلفان باشد تا انديشه نموده در قرار عرش بر آب عارف شوند بوحدانيت و قدرت او پس واجب نباشد كه در حين وقوع عرش بر آب مكلف بوده باشد و سيد مرتضى قدس سره اختيار را بر اين وجه حمل كرده و آن را پسنديده وَ لَئِنْ قُلْتَ و اگر گويى تو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله مرقوم خود را كه إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ بدرستى كه شما برانگيخته شدگانيد مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ از پس مرگ براى مجازات عمل حن و قبح و حس اعتقاد كه متفرعست بر تدبر و تفكر و عدم آن لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا هر آينه گويند آنان كه نگرويدند إِنْ هذا نيست اين سخن كه در باب بعث مىگوييد يا قرآن كه متضمن بعث است إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ مگر مانند سحر آشكار در فريب يا بطلان وجه شبه خدعه و بطلان و عدم حقيقة است يعنى هم چنان كه سحر فريبست و باطل و حقيقتى ندارد اين سخن تو كه نيز در باب بعث مىگويى حقيقتى ندارد و فريب و باطل است وَ لَئِنْ أَخَّرْنا اگر تاخير كنيم عَنْهُمُ الْعَذابَ از ايشان عذاب استيصال را كه وعده دادهايم إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ تا هنگامى كه شمرده شده لَيَقُولُنَ هر آينه گويند بر وجه استهزاء ما يَحْبِسُهُ چه چيز باز ميدارد عذاب را از نزول و وقوع امة بمعنى جماعتى از اوقاتست و معدودة بمعنى قليله يعنى بعضى از اجزاء وقت كه اندك باشد جبائى گويد كه مراد بامت جمعىاند كه حقتعالى