تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٧ - سوره هود(١١) آيات ١ تا ٩
و ارزاق و مستقر و مستودع ايشان مذكور و مسطور است فِي كِتابٍ مُبِينٍ در كتابى روشن يعنى لوح محفوظ و محتمل است كه مراد بآيات بيان عالميت او تعالى باشد بهمه معلومات و ما بعد آن اشاره باشد بقادريت او بر همه ممكنات بجهة تقرير توحيد و براى آنچه سابق دانسته شد از وعد و وعيد وَ هُوَ الَّذِي و او است آنكه خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بيافريد آسمانها و زمينها را با آنچه در او است فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ در شش روز از ايام دنيا كه اول آن يكشنبه و آخر آن جمعه بوده با آنكه قادر بود كه بيك لمحه آنها را خلق فرمايد اما بجهت تعليم بندگان تا در كارها تعجيل نكنند بر سبيل تانى خلق فرمود و نيز دالست بر قدرت او چه ايجاد آن دفعة موهم ايجابست در مجمع آورده كه مراد به شش روز مقدر آنست چه روز عبارتست از ما بين طلوع شمس و غروب آن و در آن حال شمس موجود نبود و جمع سماوات و افراد ارض جهة اختلاف علوياتست بالذات دون سفليات وَ كانَ و بود پيش از آفريدن ارض و سماء عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ عرش او بر آب يعنى قبل از سماوات و ارض در زير عرش مخلوقى نبود غير از آب و در اين دليلست بر آنكه عرش و ماء قبل از سماوات و ارض مخلوق شدهاند و آب اول چيزيست كه حادث شده است بعد از عرش از اجرام اين عالم و گويند عرش بر متن آب بود و آب بر پشت باد و در انوار گفته كه معنى آنست كه حايلى ميان عرش و آب نبود نه آنكه عرش بر متن آب موضوع بود و در بعضى تفاسير آمده كه حقتعالى در مبدء آفرينش ياقوت سبز بيافريد و بنظر هيبت در او نگريست آن جوهر آب شد پس باد را خلق فرمود و آب را بر بالاى آن بداشت و عرش را بر زير آب جاى داد و در وقوف عرش بر آب و استقرار آب بر باد اعتبارى عظيم است مر اهل تفكر را و نزد ابو مسلم مراد بعرش بناى آنست يعنى بناى عرش را بر بالاى آب نهاده و اين ابدع و اعجب است و از ضمره نقل است كه عرش مانند كشتى بر بالاى آب ميرفت بعد از آن لوح و قلم و فرشته خلق فرمود و آن فرشته را امر كرد كه تا جميع كاينات كه موجود خواهد شد در لوح نوشت بعد از آن فرشته هزار سال تسبيح او سبحانه كرد و آن گاه جميع موجودات را بيافريد حاصل كه حقتعالى آسمان و زمين و آب و باد و غير آن خلق فرمود لِيَبْلُوَكُمْ تا بيازمايد شما را يعنى با شما معامله آزمايندگان كند تا ظاهر گردد بر عالميان أَيُّكُمْ كه كدام از شما أَحْسَنُ عَمَلًا نيكوتر است از روى عمل قلب و جوارح يعنى علم و عمل كه بيشتر است مراد آنست كه تا ظاهر شود كه كيست كه بتدبير عالم ميشود بوحدانيت او و در طاعت و عبادت او ميكوشد و كيست كه بجهت عدم تفكر در كفر اصرار ميكند و مرتكب عمل