تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٢ - سوره يونس(١٠) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
ذكر اراده با خير و ذكر مس با ضربا وجود تلازم اين هر دو امر بجهة تنبيه باشد بآنكه خير مراد است بالذات و مس ضر بايشان نه بقصد اولست بلكه بواسطه شآمت افعال ايشان است و عدم ذكر استثنا بجهة آنست كه مراد اللَّه ممكن الرد نيست و بعد از آن ختم سوره ميكند بموعظه حسنه جهة تسليه پيغمبر خود در وعد مؤمنان و وعيد مشركان و ميفرمايد كه قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ بگو اى مردمان قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُ بدرستى كه كه آمد بشما پيغمبرى بحق با معجزات واضحه بر صدق او يا كلامى درست و راست و يا دين اسلام بادله داله بر صحة آن مِنْ رَبِّكُمْ از نزد پروردگار شما و هيچ عذرى نماند شما را فَمَنِ اهْتَدى پس هر كه راه يافت بايمان بتدبر و تفكر در آن و متابعت نمود فَإِنَّما يَهْتَدِي پس جز اين نيست كه راه مىيابد لِنَفْسِهِ براى نفس خود يعنى منفعت آن عايد باو است وَ مَنْ ضَلَ و هر كه گمراه شد بانكار تكذيب و عناد فَإِنَّما يَضِلُ پس جز اين نيست كه گمراه ميشود عَلَيْها بر نفس خود يعنى وبال آن ضلال بر او است وَ ما أَنَا و نيستم من عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ بر شما نگهبان كه امر شما موكول باشد بمن و بر من واجب و لازم باشد كه اصلاح فساد شما كنم و شما را مهتدى گردانم و يا حافظ شما باشم در منع عذاب از شما چه بشرى ام مثل شما و بر من همين تبليغ بشارت و نذارت است و آن را رسانيدم دمياطى گفته كه آية السيف ناسخ اينست وَ اتَّبِعْ و پيروى كن اى محمد (ص) ما يُوحى إِلَيْكَ آن چيزى را كه وحى كرده ميشود بسوى تو بامتثال و تبليغ وَ اصْبِرْ و صبر كن بر دعوت و ايذايى كه بتو رسد از آن ممر و شكيبايى ورز حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ تا وقتى كه حكم كند خدا بنصرت تو يا امر فرمايد بقتال وثنى و جزيه كتابى وَ هُوَ و او است خَيْرُ الْحاكِمِينَ بهترين حكمكنندگان زيرا كه ممكن نيست در حكم او خطا و ميل و ستم باشد يا بجهة آنكه مطلع است بر سراير هم چنان كه مطلع است بر ظواهر و احتياج ببينه و گواه ندارد و حاكمان ديگر بر سراير حال مطلع نيستند و بر ظواهر حكم ميكنند
|
از سفيدى تا سياهى گير و تا لوح و قلم |
يك رقم از خط حسنش و هو خير الحاكمين |
|