تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٦٢ - سوره يونس(١٠) آيات ١٠ تا ١٩
است وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ و نه شما را دانا كردى خدا بقرآن پس اثر فضل و رحمت او است كه مرا امر كرد بخواندن و شما را اعلام كرد بآن بر زبان من مراد آنست كه اين امر بمشيت اللَّه است نه بمشيت من تا آن را بنحو متمناى شما و مشتهى خود توانم گردانيد بعد از آن تقرير اينمعنى ميكند بقوله فَقَدْ لَبِثْتُ پس بدرستى كه من درنك كردم فِيكُمْ در ميان شما عُمُراً عمرى دراز كه مقدار چهل سال بود مِنْ قَبْلِهِ پيش از نزول قرآن يعنى در آن مدت كه مبعوث نبودم نه من قرآن ميخواندم و نه شما دانايان بوديد اين اشاره است بآنكه قرآن معجزه است و خارق عادة چه هر كه ميان جماعتى چهل سال زندگانى كند كه در اينمدت ممارسة علمى و مشاهده عالمى نكند و انشاد شعرى و خطبه ننمايد و بعد از آن كتابى بر ايشان بخواند كه هيچ فصيحى و بليغى بمثل آن اتيان نتواند نمود و بر همه منشور و منظوم فصيحه بليغه فايق باشد و محتوى بر قواعد اصول و فروع بود و مبين اقاصيص اولين و احاديث آخرين باشد بر آن نهجى كه هست هر آينه معلم خواهد بود از جانب خدا أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا چرا در نمييابيد و تعقل نميكنيد در كسى چنين كه چهل سال در ميان شما بوده و ممارسة علمى ننموده و با عالمى صحبت نفرموده كلامى بر شما ميخواند كه فصحاى عرب از كمال بلاغت آن حيرانند و بلغاى ديوان الادب از كمال فصاحت آن انگشت تحير در دندان و مع ذلك از احوال ماضى و مستقبل خبر ميدهد كما ينبغى تا دريابيد كه صدور كلامى چنين از مردى چنان خارق عادت است و منزل از جانب جناب عزت
|
امى دانا كه بعلم فزون |
راند رقم بر و رق كاف و نون |
|