تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٣٨ - سوره التوبة(٩) آيات ١١٠ تا ١١٩
ميل كرده بود و بتوفيق و لطف مدد ايشان داده تايب شدند از خطرات و وساوس شيطانى پس توبه ايشان را پذيرفت در انوار گفته كه تكرار براى تاكيد است و تنبيه بر آنكه حقتعالى توبه ايشان قبول كرد از آنچه ايشان را طارى شده بود از عدم ثبات بجهت فرط عسرت إِنَّهُ بِهِمْ بدرستى كه خدا بر ايشان رَؤُفٌ بسيار رءوف است بعد از توبه رَحِيمٌ مهربانست بتفضل بر ايشان وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا و ديگر توبه پذيرفت بر آن سه كس كه باز پس گردانيده شدند يعنى تخلف كردند از غزو و امر ايشان موقوف بحكم الهى بود قبل از اين گذشت كه مهم كعب و هلال و مراد در تاخير افتاد و حضرت رسالت (ص) حكم فرمود كه كسى با ايشان مكالمه و مخالطه نكند و بعد از چهل روز فرمود تا از زنان خود دور شوند و زن هلال بخدمت وى نامزد گشت جهت آنكه مردى بود پير و ضعيف بشرط عدم مباشرت و كار بر ايشان تنك آمد حَتَّى إِذا ضاقَتْ تا وقتى كه تنگ شد عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بر ايشان زمين بِما رَحُبَتْ با وجود گشادگى و وسعت اين كنايتست از شدت حيرت و نهايت پريشانى ايشان وَ ضاقَتْ و تنگ شد عَلَيْهِمُ بر ايشان أَنْفُسُهُمْ دلهاى ايشان از بسيارى غم و وحشت بحيثيتى كه فرح و سرور و انس را در آن راه نبود وَ ظَنُّوا و دانستند أَنْ لا مَلْجَأَ آنكه پناهى نيست مِنَ اللَّهِ از خداى إِلَّا إِلَيْهِ مگر بوى و آمرزش خواستن از كرم وى تابَ عَلَيْهِمْ پس توبه بپذيرفت خدا بر ايشان بار ديگر بعد از پنجاه روز لِيَتُوبُوا تا مستقيم شدند بر توبه خود با خدا و حق توفيق و لطف ارزانى فرمود تا آنكه ايشان اختيار توبه كردند يا آسان گردانيد توبه را بر ايشان تا تايب شدند إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ او است بسيار قبول كننده توبه از تايبان و اگر چه در روزى صد بار واقع شود از ايشان و متفضل است برحمت بر ايشان كعب بن مالك روايت كند كه در هيچ غزوه از رسول (ص) تخلف نكردم چون وقت غزاى تبوك بود رسول صلّى اللَّه عليه و آله ساز رفتن ميكرد و گرماى گرم بود و هنگام ميوه من عزم داشتم كه بروم پس سازد و شتر را راست كردم و بعضى ديگر از ضروريات مانده بود گفتم امروز و فردا بهم رسانم و در اين انديشه بودم كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله متوجه تبوك شد و من و مراره و هلال مانديم و در مدينه غير از ما هر سه و زنان و طفلان و بيماران و جمعى منافقان كسى نمانده بود بسى ندامت خوردم بر تخلف خود و چون مردم بسيار با رسول خدا (ص) بودند نظر وى بهر يك نميرسيد و بجهت اين مرا ياد نكرد