تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٨ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
اين آيه را آورد وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً مبتدائيست (محذوف الخبر اى و فيمن وصفنا الذين اتخذوا) و از اهل نفاق آنانند كه فرا گرفتند و بنا نهادند مسجدى را ضِراراً بجهة مضاره بمؤمنان و ضرر رسانيدن بايشان يعنى پسر عمان خود را كه اصحاب مسجد قبااند وَ كُفْراً و بجهة تقويت كفرى كه اضماران ميكنند وَ تَفْرِيقاً و براى تفرقه افكندن با رسول او (ص) بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ ميان گروندگان بوحدانيت خدا و به نبوت سيد الانبيا (ص) وَ إِرْصاداً و خشم داشتن و انتظار كشيدن لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مر قدوم كسى را كه محاربه كرد با خدا و رسول او مِنْ قَبْلُ پيش از بناى اين مسجد مراد بنو عامر راهب است كه در احد و حنين بجنگ حاضر شد وَ لَيَحْلِفُنَ و هر آينه سوگند مى خورند چون كسى گويد كه چرا اينمسجد ساختيد إِنْ أَرَدْنا ما نخواستيم از بناى اين مسجد إِلَّا الْحُسْنى مگر خصلت نيكو يا اراده نيكو كه نماز است و ذكر و توسعه بر ضعفا وَ اللَّهُ يَشْهَدُ و خدا گواهى ميدهد إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ كه ايشان دروغگويانند در سوگند خود لا تَقُمْ فِيهِ مايست در آن مسجد أَبَداً هرگز مرويست كه چون اين آيه آمد رسول (ص) مالك بن الدحشم و معن بن عدى را امر كرد كه برويد و آن مسجد را ويران كنيد و بسوزانيد ايشان برفتند و آتش در آن زدند كسانى كه در آنجا بودند بگريختند و بعضى از اهل مسجد آنجا مقام كردند آتش بايشان رسيده بعضى از ايشان را بسوخت و رسول (ص) امر كرد تا آن موضع را مزبله و خاكانداز كردند و ابو عامر راهب در شام غريب و تنها بمرد در خبر است كه مجمع بن حارث كه امام مسجد ضراره بود در عهد عمر خطاب بيامد و از او طلب امامت مسجد قبا كرد عمر گفت نه تو امام مسجد ضرار بودى گفت مهلا لا تعجل على ساكن باش و بر من تعجيل مكن كه من در آن وقت جوان بودم و ايشان پيران بودند و من قرآن مىدانستم و ايشان نمىدانستند و من بر احوال ايشان مطلع نبودم كه اگر بودمى يك ساعت با ايشان مقاومت نكردمى عمر او را معذور داشت و امامت مسجد قبا باو داد و بعد از آن حقتعالى در مدح مسجد تقوى ميفرمايد كه لَمَسْجِدٌ هر اينه مسجدى كه أُسِّسَ كه بنا نهاده شده است عَلَى التَّقْوى بر پرهيزكارى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ از اول روزى از روزهاى وجود آن مراد مسجد پيغمبر (ص) است و ابو سعيد نقلكرده كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را از آن مسجد بپرسيدم حضرت مشتى سنگريزه را برداشت و بينداخت و اشارت بمسجد خود كرد