تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٧ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
كه اگر واجب بودى آن را متعلق بمشيت نگردانيد آوردهاند كه بنو عمرو بن عوف مسجد قبا را بنا كردند و رسول (ص) را آن جا طلبيدند تا يك روز نماز جماعت بگذارند بنو اغنم بن عوف كه بنى اعمام ايشان بودند و متسم بنفاق و عناد حسد برده در مقابل مسجد قبا مسجدى بنا كردند و گفتند ما در مسجد خود نماز بگذاريم و بجماعت محمد (ص) نرويم و گويند دوازده يا پانزده منافق چون ثعلبه بن خاطب و معتب بن بشير و نبتل بن حارث و وديعة بن ثابت و احزاب ايشان در صدد آن شدند كه در برابر مسجد قبا مسجدى بنا كنند بقصد آنكه چون ابو عامر راهب از شام مراجعت كند او را امام مسجد گردانيده نماز را با او اقتدا كنند و ابو عامر نيز باين مضمون نامه بايشان نوشته بود از شام و او پدر حنظله بود كه او را غسيل الملائكه گفتند چه روز احد او را كشتند و در معركه وى را شسته يافتند و رسول را گفتند كه او را كه شسته فرمود من ديدم كه فرشتگان وى را غسل دادند با بريق زرين و بعد از آن بآسمان عروج كردند و ابن ابو عامر راهب از اشراف قبيله خزرج بود و در علم تورية و انجيل مهارتى تمام داشت و پيوسته نعت و صفت سيد عالم براى اهل مدينه ميخواند چون آن حضرت بمدينه هجرت كرد و اهل آن خطه شيفته جمال و كمال وى شدند از صحبت ابو عامر برميدند و كسى ديگر پيروى او نكرد ابو عامر را عرق حسد در حركت آمد بنفى آن حضرت مشغول شد و گفت اى محمد اين چه دينست كه احداث كرده فرمود كه دين ابراهيم خليل است گفت نه چنين است رسول ص فرمود كه
بل جئت بها بيضاء نفية
ابو عامر گفت (امات اللَّه من كاذب منا طريدا وحيدا غريبا) خداى آن را كه دروغگو است از ما بميراناد در حالتى كه تنها مانده و غريب شده باشد رسول (ص) آمين كرد پس ابو عامر سوگند خورد كه تو با هر قومى كه كارزار كنى من با ايشان باشم و بعد از غزوه بدر از مدينه گريخته بكفار مكه پيوست و در حرب احد حاضر شده اول كسى كه تير بلشگرگاه اسلام انداخت وى بود و حضرت او را فاسق لقب نهاد و در حرب حنين نيز حاضر شد و از آنجا فرار نموده بنزد هرقل كه ملك روم بود رفت و ميخواست كه از روم لشگرى ساز كرده بجنگ مسلمانان آيد القصه ابو عامر نامه نوشت بمنافقان كه شما در مقابل مسجد قبا در محله خويش براى من مسجدى بسازيد كه چون بمدينه آيم آنجا بافاده علوم اشتغال نمايم ايشان مسجدى ساختند و حضرت پيغمبر (ص) چون عازم غزوه تبوك شد بانيان مسجد آمده گفتند يا رسول اللَّه (ص) ما براى ضعيفان و بيچارگان در وقت سرما و گرما و بارندگى مسجدى ساختهايم و التماس ميرود كه در آن مسجد نماز گذارى غرض ايشان آن بود كه بواسطه نماز آن حضرت مهم خود را استحكامى دهند آن حضرت در جواب ايشان فرمود كه حاليا متوجه غزوهايم و بر جناح سفر انشاء اللَّه بعد از مراجعت در مسجد شما نماز بگذاريم چون بوقت بازگشتن بمنزل ذى اوان كه قريب بمدينه است رسيد اهل مسجد همان استدعا كردند جبرئيل