تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣١٩ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
در مكه فروختى روزى من و عباس در منا بوديم كه جوانى بيامد و نزديك زوال در قرص آفتاب نگاه كرد و بعد از آن روى بكعبه آورد و گفت اللَّه اكبر پسرى بيامد و بر دست راست او بايستاد و تكبير گفت و زنى بيامد و در عقب ايشان بايستاد و تكبير كرد و بعد از ساعتى آن جوان بركوع رفت ايشان نيز بركوع رفتند چون سر از ركوع برداشت ايشان نيز سر برداشتند بعد از آن بسجده رفت ايشان نيز بسجده رفتند چون سر بر داشت ايشان سر برداشتند من عباس را گفتم اين كارى بزرگست چه نوع فعليست كه ميكنند گفت اينجوان پسر عم من است محمد بن عبد اللَّه دعوى ميكند كه خدا وى را به پيغمبرى فرستاده و ميگويد كه زود باشد كه كنوز قيصر و كسرى بر من مفتوح شود و آن پسر على بن ابى طالبست و آن خديجه بنت خويلد زن محمد ص است و هر دو بوى گرويدهاند و اين افعال كه از ايشان صادر مىشود و اين و اين هر دو بوى اقتدا ميكنند نمازيست كه وى ميگويد كه من بآن مامور شدهام و بخدا كه هيچكس را نميبينم بر روى زمين كه بر اين باشد مگر اين سه كس اسماعيل گويد كه جدم عفيف به پدرم گفت كه در دل من افتاده كه كاش من چهارم ايشان مىبودم اين حديث وقتى روايت كرد كه اسلام آورده بود از انس بن مالك روايت است كه رسول فرمود كه
صلت الملائكة على و على على سبع سنين لانه لم يرفع الى السماء شهادة ان لا اله الا اللَّه الا منى اللَّه الا و من على
يعنى صلوات فرستادند فرشتگان بر من و بر على مدت هفت سال زيرا كه در اينمدت كلمه شهادت از هيچكس بآسمان مرتفع نگشت مگر از من و على و مرويست كه ابو طالب گفت كه اى على ما هذا الدين الذى انت عليه اينچه دينى است كه تو بر آنى جواب داد كه
يا ابت امنت باللَّه و رسوله و صدقة فيما جاء به و صليت معه اللَّه
اى پدر ايمان آوردهام بخدا و رسول او و تصديق او كردهام در هر چه از نزد خدا آورده و نماز مى گذارم با او براى خدا ابو طالب عليه السّلام جواب داد كه الا ان محمد الا يدعوا الا الى الخير فالتزمه بدان اى پسر كه محمد ص دعوت نميكند مگر بخير پس تو لازم او باش و منقاد امر او بشو و عبد اللَّه بن موسى از علاء بن صالح روايت كرده و او از منهال بن عمرو و وى از عباد بن عبد اللَّه كه شنيدم از على عليه السّلام كه ميگفت
انا عبد اللَّه و اخو رسوله و انا الصديق الاكبر لا يقولها بعد الا كذاب مفتر صليت قبل الناس بسبع سنين
و در مسند نيز از سيد ابو طالب هروى مذكور است مرفوع بابى ايوب انصارى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه فرمود
صلت الملائكة على و على على سبع سنين و ذلك انه لم يصل فيها احد غيرى و غيره
معنى حديث اول آنست كه من بنده خدايم و برادر رسول خدا و من صديق اكبرم اين را نگويد بعد از من مگر دروغگوى افتراكننده نماز گذاردم پيش از مردمان بهفت سال و معنى حديث دويم آنكه حضرت رسالة پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه صلوات فرستادند ملائكه بر من و على بن ابى طالب هفت سال