تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠ - سوره الأعراف(٧) آيات ٤٠ تا ٤٩
باشد فرشتگان عذاب حاضر آيند و گويند بيرون آى اى نفس خبيث از تن خبيث و تو را بشارت باد بجهنم پس آن را به آسمان برند و گويند در بگشائيد خزنه آسمان گويند روح كيست گويند كه فلان بنده عاصى گويند (لا مرحبا بالنفس الخبيثة التي كانت فى الجسد الخبيث ارجعى ذميمه فانه لا تفتح لك ابواب السماء) برو كه درهاى آسمان براى تو نگشايند پس آن را بر گردانند و بسجين برند وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ و در نيايند اين متكبران و مكذبان در بهشت (حتّى يلج الجمل) تا وقتى كه در آيد شتر (في سمّ الخياط) در سوراخ سوزن يعنى تا آنكه داخل شود آنچه مثل است در عظم جرم كه آن بعير است در آنچه مثل است در ضيق مسلك كه آن سوراخ سوزن است و اين توقف شيء است بامر محال يعنى هم چنان كه هرگز اينصورت وجود نگيرد كافران نيز در بهشت نروند وَ كَذلِكَ مانند اين پاداش منكر نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ جزا دهيم مجرمان را يعنى كافران معاند را لَهُمْ مر ايشان را باشد مِنْ جَهَنَّمَ از آتش دوزخ مِهادٌ فراشى كه بر آن نشينند وَ مِنْ فَوْقِهِمْ از زير ايشان غَواشٍ پوششها باشد هم از آن يعنى زير و زبر ايشان آتش بود تنوين غواش بدل اعلال است نزد سيبويه و براى صرف است نزد غير او وَ كَذلِكَ و مانند جزاى قطيع اين گروه نَجْزِي الظَّالِمِينَ پاداش دهيم جميع كافران را تعبير ايشان يك بار بمجرمين و بار ديگر بظالمين اشعار است بآنكه ايشان بجهت تكذيب آيات متصفاند باين اوصاف ذميمه و ذكر جرم حرمان از جنت و ظلم با تعذيب بنار تنبيه است بآنكه آن اعظم اجرامست و از ابن عباس مرويست كه مراد باين گروه مشركاناند كه بدون خداى بحق خداوندان ديگر ميپرستند و بعد از وعيد كافران بخلود ايشان در نيران وعد مؤمنان ميكند بخلود جنان و مىفرمايد كه وَ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان كه گرويدند بخداى وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كارهاى شايسته چون تصديق رسل و فرمان بردارى كتب و چون اعمال صالحه و انواع طاعت بسيار است و ارتكاب همه آن فوق طاقت بشر است از اين جهت ميفرمايد كه لا نُكَلِّفُ تكليف نميكنيم و نميفرمائيم نَفْساً هر تنى را إِلَّا وُسْعَها مگر بقدر وسع و دون طاقت نفس يعنى آن قدر كه بر آن قادر باشد و تواند آن را بسهولة بجا آرد و اگر چه بقدر طاقت نيز در تحت قدرتست ليكن حقتعالى