تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٥ - سوره التوبة(٩) آيات ٦٠ تا ٦٩
عملكنندگان راست بر آن يعنى جمعى كه سعى كنند در تحصيل و جمع آن و در مقدار سهم ايشان خلاف است مجاهد و ضحاك گفتهاند كه ثمن آنچه تحصيل آن كردهاند مر ايشان راست و نزد شافعى آنست كه آن چه بايشان دهند بايد كه بر قدر عمل ايشان دهند و روايت عبد اللَّه بن عباس و حذيفه يمانى و سعيد و قول صادق و باقر عليه السّلام آنست كه سهم ايشان مفوض برأى و مصلحت امام است وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ و قومى كه الفت داده شده است دلهاى ايشان يعنى جمعى كه اسلام آورده باشند اما دلهاى ايشان هنوز خالص و راسخ نشده باشد پس بجهت تأليف دل ايشان باسلام ايشان را محفوظ بايد ساخت و مرويست كه ايشان اشراف عرب بودند كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله نظر بر الفت دلهاى ايشان بدين حق و استعانت نمودن بايشان بر قتال عدو و توقف اسلام امثال ايشان آنها را از غنايم حنين قسمتى كامل داد چون ابو سفيان و عيينة بن حصين و اقرع بن حابس و عباس بن مرداس و غير ايشان و نزد قتاده جمعى عرب بودند كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله دل ايشان را نرم كردى و استمالت دادى تا باشد كه ايمان آرند و ابن عباس فرموده كه ايشان قومى بودند قريب العهد باسلام نزد رسول صلّى اللَّه عليه و آله آمدند و از وى چيزى خواستندى اگر حضرت ايشان را چيزى دادى گفتند اين فرستاده خدا است و بر دين اسلام راسخ شدندى و اگر نه برگشتندى و در روايت آمده كه صفوان بن اميه گفت كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله مرا عطا ميداد و در جهان كسى كه از او دشمن تر باشد بر دل من نبود پس او چندان چيز بمن داد كه از او دوستتر كسى در جهان نداشتم شعبى و حسن بصرى گفتهاند كه مؤلفه قلوب در عهد رسول صلّى اللَّه عليه و آله بودند و در زمان ابو بكر منقطع شدند و ابو حنيفه نيز بر اينست كه ايشان مختص بزمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بودهاند و اكثر علما بر آنند كه ايشان در همه وقت هستند الا آنست كه موقوفاند بر جهاد و وجود امام عادل نزد اماميه و مذهب شافعى آنست كه ايشان بر دو قسم اند مسلمان و مشرك سهم مشركان بعد از قوت اسلام ساقط شد و اما سهم مسلمانان بر جاى خود است و شيخ طوسى ره فرمود كه مؤلف قلوب منحصرند در اشراف كفار كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله سهمى از زكاة بايشان ميداد تا بر دين اسلام الفت گيرند و بايشان استعانت نمايند بر قتال دشمنان شيخ مفيد ره فرموده كه ايشان از مسلمانان نيز هستند و آنها يا سادات و اشرافند كه مر ايشان را نظرا باشند از اهل شرك هر گاه كه بايشان چيزى دهند نظر اى ايشان برغبت آن اسلام آورند و يا سادات مطاعند كه باعطاى زكاة بايشان ايمان قوة يابد بجهت مساعدت قوم ايشان در جهاد يا همان مسلماناناند در اطراف و نواهى كه چون چيزى بايشان دهند منع كفار نمايند از داخل شدن در شهر مسلمانان و يا اخذ زكاة كنند از مانعان ايشان و قول معتمدانست كه مؤلفه اعم از كفار و اهل اسلاماند و اگر چه اختصاص ايشان باهل كفر اشهر است ميان اصحاب وَ فِي الرِّقابِ و ديگر زكاة براى صرف كردنست در گشادن گردنهاى بندگان