تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٩ - سوره التوبة(٩) آيات ٣٠ تا ٣٩
فرمان بردند ايشان را در تحليل و تحريم چنان كه فرمان خدا بايد برد در آن و يا سجده ميكنند ايشان را وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ و عيسى پسر مريم را نيز بخدايى ميگيرند باين معنى كه او را پسر خدا مىدانند و ميگويند كه ان اللَّه ثالث ثلاثه وَ ما أُمِرُوا و حال آنكه عيسى و احبار و رهبان فرموده نشدند و يا فراگيرندگان ايشان بخدايى مامور نيستند در همه كتابها إِلَّا لِيَعْبُدُوا مگر آنكه تا بپرستند و فرمان برند إِلهاً واحِداً يك خداى را كه در وحدانيت لا إِلهَ هيچ معبودى نيست إِلَّا هُوَ مگر او اين صفت ثانيه است يا استينافست براى تقرير توحيد سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ پاكست او از آنچه بوى انباز ميگيرند از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه عليهما السلم مرويست كه نصارى و يهود روزه نداشتند براى احبار و علماء خود و نماز نگذاردند براى ايشان بلكه حلال ايشان را حلال دانستند و حرام ايشان را حرام و بجهت اين تابع ايشان شدند در جميع او امر و نواهى پس هم چنان كه خداى را پرستش بايد كرد در اوامر و نواهى او ايشان احبار و علماء خود را باين وسيله عبادت كردند و ثعلبى به اسناد خود از عدى بن حاتم روايت كند كه او گفت كه من ترسا بودم روزى نزديك رسول (ص) رفتم و صليبى از زر در گردن داشتم مرا گفت يا عدى اين بت را از گردن خود دور كن او را از گردن بيرون كردم و بينداختم پس آن حضرت (ص) بتلاوت سوره برائة مشغول شد تا باين آيه رسيد كه اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ من گفتم ما ايشان را نپرستيدهايم فرمود نه بقول ايشان حلال را حلال ميداريد و حرام را حرام گفتم آرى فرمود نه شما ايشان را در آنچه بشما ميفرمايند اطاعت ميكنيد و طاعت ميداريد گفتم آرى فرمود فتلك عبادتهم پس اينست عبادت ايشان يُرِيدُونَ ميخواهند يهودان و ترسايان أَنْ يُطْفِؤُا آنكه فرو نشانند نُورَ اللَّهِ نور خداى را كه آن حجة داله است بر وحدانيت او و تقدس او از ولد و صاحبه و يا قرآنست كه متضمن وحدانيت است و يا نبوت حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله بِأَفْواهِهِمْ بباد دهن هاى خود يعنى بشرك يا بتكذيبى كه بزبان ميرانند وَ يَأْبَى اللَّهُ و منع ميكند و نمىخواهد خدا و نمىپسندد إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ مگر آنكه تمام گرداند دين روشن خود را باعلاى توحيد و اعزاز اسلام وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ و اگر چه كاره باشند آن را كافران جواب لو محذوف است بجهة دلالت ما قبل بر آن و در اين معنى گفتهاند (يريد الجاحدون ليطفئوه و يابى اللَّه الا ان يتمه) و گويند اين تمثيل حال يهود و نصارى است در طلب ابطال نبوت حضرت رسالت (ص) بتكذيب بحال كسانى كه طلب