تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٦ - سوره الأنفال(٨) آيات ٦٠ تا ٦٩
دلهاى ايشان يعنى اوس و خزرج كه ميان ايشان صد و بيست سال تعصب و ستيزه بودى و همواره بقتل و غارت هم اشتغال مينمودند حقتعالى ببركت تو دلهاى ايشان را با يكديگر الفت داد و اتحاد تمام ميان ايشان متحقق شد و اين از معجزات آن حضرت بود لَوْ أَنْفَقْتَ اگر خرج ميكردى بجهت اصلاح احوال ايشان ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً همه آنچه در زمين است از متاع و مال ما أَلَّفْتَ تاليف نمى دادى و قادر نبودى بر الفت دادن بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ميان دلهاى ايشان از غايت عدوات و نهايت كينه و ستيزه كه با هم داشتند وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ و ليكن خداى بحكم بالغه خود الفت داد ميان ايشان چه او مقلب القلوب است بهر چه خواهد إِنَّهُ عَزِيزٌ بدرستى كه او قادر و غالب است كه هر چه خواهد كند حَكِيمٌ داناست بحكم آن چه ميكند بعد از آن امر ميكند بقتال كفار و تحريص مؤمنان بر آن بقوله يا أَيُّهَا النَّبِيُ اى پيغمبر برگزيده حَسْبُكَ اللَّهُ پسنديده است تو را خداى وَ مَنِ اتَّبَعَكَ با آنان كه پيروى تو كردند مِنَ الْمُؤْمِنِينَ از گرويدگان من موصوله در محل نصب است بر مفعول معه يا مجرور و معطوف بر كاف خطاب يا مرفوع معطوف بر اسم اللَّه اى كفاك و المؤمنون نزول اين آيه در بدر و غزوه بدر است قبل از قتال و در تفسير اهل البيت صلوات اللَّه عليهم مذكور است كه مراد باين آيه امير المؤمنين است صلوات اللَّه عليه و اتباع او و ظواهر اخبار شواهد اين قول است و ديگر آنكه مستفاد از آيه نصرت است و آن نصرت كه رسول را بتابيد الهى از امير المؤمنين عليه السّلام ظهور يافت از هيچكس ظاهر نشد پس بديع نبود كه آيه خاص آن حضرت باشد و اتباع او و اين اولى باشد از آنكه مخالفان ميگويند كه سى و سه مرد و شش زن در مكه ايمان آورده بودند چون عمر ايمان آورد اين آيه نازل شد كه يا أَيُّهَا النَّبِيُ اى پيغمبر رفيع قدر يا خبركننده حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ تحريص كن مؤمنان را بابلغ وجه و برانگيز و گرم ساز ايشان را عَلَى الْقِتالِ بر كارزار كردن با كفار إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ اگر باشد از شما عِشْرُونَ صابِرُونَ بيست تن صبر كنندگان در معركه قتال يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ غالب شوند بتأييد الهى بر دويست تن از مشركان شرط در معنى امر است و آيه ثانيه كه ان الان خفف اللَّه است دال است بر اين زيرا كه تخفيف نميباشد مگر بعد از امر بنقيض آن يعنى بايد كه يكى از شما در مقابله ده تن از دشمنان شكيبايى ورزيد و فرار مكنيد وَ إِنْ يَكُنْ