تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٢ - سوره الأنفال(٨) آيات ٥٠ تا ٥٩
آيه سابقه چه در آن تكذيب آيات را و بيان آنچه آل فرعون بآن معذب شدند علاوه كفر آن نعم گردانيده و گويند اول براى تشبيه كفر است و اخذ آن و ثانى براى تشبيه تغير در نعمت بسبب تغير ايشان به آنچه در نفسهاى ايشان بوده و يا اول براى بيان حال ايشان است بر استحقاق عذاب آخرت و در ثانى بيان استحقاق ايشان بعذاب دنيا و يا اول تشبيه حال قريش است بحال آل فرعون در تكذيب و در ثانى تشبيه حال ايشان بحال فرعونيان در استيصال و يا اول در اخذ ايشانست بعذاب و ثانى در كيفيت عذاب و گويند آل فرعون در معصيت مختلف الاحوال بودند پس حق تعالى بيان نمود كه كفار قريش مشارك ايشانند در آن احوال بعد از آن در مذمت ايشان فرمود كه إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِ بدرستى كه بدترين جنبندگان بر روى زمين عِنْدَ اللَّهِ نزد خداى تعالى الَّذِينَ كَفَرُوا آنانند كه كافر شدند و اصرار نمودند بر كفر و راسخ شدند در آن مراد معاندان قريشاند چون ابو جهل و عتبه و نضر و امثال ايشان يا مكابران يهود چون كعب بن اشرف وحى بن اخطب و احزاب ايشان فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ پس ايشان ايمان نيارند و چون چنين است اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله از ايشان توقع ايمان مدار و خاطر خطير خود را بجهت ايشان پريشان مساز فا براى عطف است و تنبيه بر آنكه تحقق معطوف عليه مستدعى تحقق معطوف است اين آيه متضمن اخبار است از سيكون و مخبر بر وفق خبر تحقق پذيرفت چه جماعت مذكوره بر صفت كفر مردند و بشرف اسلام نرسيدند و قوله الَّذِينَ عاهَدْتَ بدل است از الذين كفروا بدل بعض از كل براى بيان حال آن بعض ميفرمايد كه آنان كه تو معاهده كردى و عهد از ايشان فرا گرفتى مِنْهُمْ از كفار استعمال معاهده بمن جهت آنست كه متضمن معنى اخذ است فكانه اخذ العهد منهم و اين جماعت بنى قريظه بودند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بايشان معاهده فرموده بود ثُمَّ يَنْقُضُونَ پس شكستند عَهْدَهُمْ عهد خود را فِي كُلِّ مَرَّةٍ در هر باريكه عهد كردند در تبيان و غيره آورده كه بنى قريظه عهد كرده بودند كه دشمنان رسول را صلّى اللَّه عليه و آله يارى ننمايند پس نقض عهد نمودند و در روز بدر مشركان را بسلاح يارى دادند و بعد از آن با رسول (ص) گفتند كه ما عهد فراموش كرديم پس ديگر بار عهد بستند و باز آن را شكسته و در روز خندق با ابو سفيان اتفاق نمودند وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ و ايشان پرهيز نميكنند از نقض عهد يا آنكه نميترسند از عقوبت غدر آن گه حكم مىفرمايد درباره ناقضان عهد بقوله فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ پس اگر دريابى ايشان را فِي الْحَرْبِ در جنگ فَشَرِّدْ پس دميده