تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٧ - سوره الأنفال(٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
بن عمار از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده كه مراد از حيلولة حقتعالى آنست كه او سبحانه مانع مى شود از آنكه بنده حق را باطل گرداند و باطل را حق و هشام بن سالم نيز از آن حضرت روايت كرده عياشى اين را نيز در تفسير خود از محمد بن اسحاق نقل كرده و در كشف الاسرار آورده كه علما دل را دريابند لمن كان له قلب اشاره است بدان و عرفا دل را گم كنند يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ عبارت است از آن در بدايت دل هادى راه صوابست و در نهايت حجاب وَ أَنَّهُ و بدانيد اين را نيز كه شان و قصه اينست كه إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ بسوى او محشور خواهيد شد و مجازات عمل شما خواهد فرمود (ان خيرا فخيرا و ان شرا فشرا) وَ اتَّقُوا فِتْنَةً و بپرهيزيد از گناهى كه اگر برسد عقوبت آن لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا نرسد بكسانى كه ستم كردند مِنْكُمْ از شما خَاصَّةً در حالتى كه اختصاص داشته باشد بآنها بلكه عام باشد و بظالم و غير ظالم اثر آن برسد و شامت آن بهمه كس سرايت كند و آن بوقت افتراق كلمه است و ظهور بدع و مداهنه در امر معروف و نهى از منكر و تكاسل در جهاد و بدانكه لا تصيبن يا جواب امر است و معنى اينكه (ان اصابتكم لا تصيب الظالمين منكم خاصة) و اين ظاهرا صحيح نيست زيرا كه جواب شرط متردد است پس نون مؤكده مناسب نباشد و لكن چون متضمن معنى نهى است پس سايغ باشد كقوله ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ و يا صفت فتنه است و لا براى نفى و اين شاذ است زيرا كه نون داخل نميشود در غير قسم يا نهى و جواب قسم محذوف است و يا نفى بر اراده قول بنا بر قرائت لتصيبن كه از شواذ است و احتمال دارد كه نهى باشد بعد از امر باتقاى ذنب از تعرض ظلم چه وبال آن مخصوص است به ظالم و من در منكم بر وجوه متقدمه براى تبعيض است و بنا بر دو وجه اخير براى تبيين و فايده آن تنبيه است بر آن كه بر منكر خاموش مباشيد و از آن چشم مپوشيد و از آن رضا مدهيد كه چون عذاب نازل شود ظالم و غير ظالم و خاص و عام در آن داخل شوند تا ظالم بجهت ظلم و غير ظالمان بجهة ترك امر بمعروف و نهى از منكر و نامكلفان از اطفال و مجانين و بهايم بر سبيل امتحان و اعتبار و لطف مر غير را مراد عذاب استيصال است كه بر امم سالفه رسيد و از ابن عباس روايتست كه (الخطاب لاصحاب النبى صلّى اللَّه عليه و آله خاصة) و از حسن بصرى نقل است كه نزلت فى على و عمار و طلحة و زبير يعنى آيه در حق اين چهار كس نازل شد و بعد از آن گفت كه زبير چون اين آيه بخواند گفت سالها است كه ما اين آيه را بخوانديم و ندانستيم كه از اهل آنيم (فاذا نحن المعنيون بها فخالفنا حتى