تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٩ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٩٠ تا ١٩٩
نمايد بر ايشان يعنى بر مشركان بقوله إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ بدرستى كه آنان كه شما ميپرستيد اى مشركان مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى و ايشان را الهه نام نهادهايد عِبادٌ بندگانند يعنى ملوك و مسخر فرمانند و ذليل و عاجز أَمْثالُكُمْ مانند شما يعنى ايشان نيز مثل شما در تحت تصرف و در قبضه اقتدار حقاند و اگر اين را باور نداريد فَادْعُوهُمْ پس بخوانيد ايشان را امر براى تعجز است و چون بخوانيد فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ پس بايد كه اجابت كنند شما را إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد راستگويان در آنكه الههاند چه اله بحق آنست كه دعاى بنده و نداى پرستندگان خود را اجابت كند و احتمال دارد كه ايشان چون بتان را بصورت آدميان تراشيده بودند پس ايشان را گويند كه كمترين امر الهه آنست كه زنده باشند و خداوندان عقل و سمع و بصر بر امثال شما و بر تقدير آنكه چنين بوده باشند استحقاق عبادت نخواهند داشت هم چنان كه شما استحقاق اين معنى نداريد و مع ذلك ايشان را بر شما مزيتى نباشد و حال آنكه معبود ميبايد كه افضل از عبده خود باشد بعد از آن در اثبات نقص ايشان ميفرمايد كه لَهُمْ أَرْجُلٌ آيا مر اين بتان را پايها است كه در مهمات خود يَمْشُونَ بِها كه بروند بدان پايها چنان كه شما ميرويد أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يا مر ايشان را است دستها كه چيزها را يَبْطِشُونَ بِها فرا گيرند بآن چنان كه شما فرا ميگيريد أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يا مر ايشان راست چشمها كه مرئيات را يُبْصِرُونَ بِها ببينند بآن چنان كه شما مىبينيد أَمْ لَهُمْ آذانٌ يامر ايشان را است گوشها كه مسموعات را يَسْمَعُونَ بِها بشنوند بآن چنان كه شما ميشنويد و حال آنكه شما خود قائليد كه ايشان را پاى رو او دست گيرا و چشم بينا و گوش شنوا نيست و شما را هست پس بجهت اين ادوات فاضله از ايشان افضل باشيد و غايت جهل است كه فاضل مفضول را پرستد مشركان بعد از استماع اينسخنان و الزام ايشان از آن بجهت فرط جهالت تخويف حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله كردند بالهه خود و گفتند كه الهه مار نكوهش مكن كه مبادا آفتى و رنجى از ايشان بتو رسد حقتعالى فرمود كه قُلِ ادْعُوا بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه بخوانيد شُرَكاءَكُمْ انبازان خود را كه براى خود ساختهايد و همه اجتماع كنيد و با هم معاون شويد براى عداوت من ثُمَّ كِيدُونِ پس مكر كنيد و هر حيله و مكرى كه ميتوانيد در ايصال مكاره با من بجا آوريد فَلا تُنْظِرُونِ پس مهلت مدهيد مرا كه من هيچ از اين باك ندارم زيرا كه واثقم