تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٥ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
اينست كه متعدى شده و يا آنكه معنى اينست كه آيا شتاب كرديد بر چهل روز كه پروردگار شما مرا بآن وعده داده بود و صبر نكرديد كه آن مدت موعود منقضى شود و تقدير موت من كرديد و تغيير داديد دين خود را بعد از من هم چنان كه امم سابقه بعد از انبياى خود تغيير دين خود را دادند و مرويست كه چون سى روز از موعد بگذشت و موسى نيامد سامرى گفت كه موسى فوت شد از براى خود خدايى نصب كنيد تا پرستش او كنيد ايشان اطاعت او نمودند فرصت يافته گوساله را راست كرد و ايشان را بآن ترغيب كرد ايشان بسجده او مشغول شدند و گويند كه معنى آنست كه شما مستعجل شديد بر وقوع ثواب حق سبحانه بر شما چه ثواب او در دنيا بشما نرسيد بعبادت غير او ميل كرديد و اين قول جبائى است وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ و بيفكند موسى الواح تورية را از فرط غضب بجهت حميت دين در خبر است كه بعد از القاء شش سبع آنچه مكتوب بود بآسمان بالا بردند و آن تفاصيل اشياء بود و يك سبع كه باقى ماند اوامر و نواهى بود و احكام و مواعظ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ و بگرفت سر برادر خود را يعنى سر هارون را يَجُرُّهُ إِلَيْهِ و ميكشيد آن را بسوى خود در مجمع آورده كه مفسران را در معنى اين چند وجه است يكى آنكه موسى اخذ رأس و لحيه هارون كرد بجهت استعظام فعل ايشان و تفكر در امر ايشان هم چنان كه انسان نزد غضب و شدت فكر راس و لحيه خود را بدست ميگيرد پس موسى هارون را جارى مجراى خود گردانيده و آنچه انسان با نفس خود مىكند در حين غضب با نفس برادر خود بجا آورد و اين قول جبائى است اين از اموريست كه مختلف الاحكام است پس آنچه در موضع اكرام است استخفاف است در غير آن موضوع و آنچه در موضع استخفاف است اكرام است در موضع ديگر دويم آنكه صدور اين امر از موسى عليه السّلام بجهت آن بود كه تا ظاهر شود بر عبده عجل آنچه او را طارى شده بود از فرط غضب بر ايشان بجهت عظم حال ارتداد ايشان نزد او تا منزجر شوند از آن در مستقبل زمان و اين قول شيخ مفيد است رضى اللَّه عنه سيم آنكه او را نزد خود كشيد تا با او تناجى كند و استبرا نمايد او را از ارتداد قوم و چون برائة نفس او بر موسى ظاهر شد دعا كرد كه رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي چهارم آنكه چون موسى علق و جزع هارون را بديد در ماده قوم خود اخذ راس او كرد بجهت توجع بر حال او و تسكين خلق و غضب او پس وى را بر گرفت و هارون بجهت كرامت آنكه قوم او اينصورت را حمل بر استخفاف كنند فرمود كه يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي و قوله إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي و قوله إِنِّي خَشِيتُ الخ كلاميست مستأنف و غير متصل بما قبل و در تفسير جرجانى مذكور است كه معنى آيه بر اين وجه است كه موسى سر برادر خود را بجانب خود كشيد از فرط شوق باو چه مدت چهل روز او