دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٢ - الف شبهه جنگ با اهل قبله
من از اين گونه جنگ، آگاهى ندارم و از تو مىخواهم مرا بر آنچه بِدان آگاه نيستم، وا مدارى.
آمادگى ذهنى مردم براى پذيرش شبهه ناروا بودن نبرد با اهل قبله از يك سو، و شبههافكنىهاى مخالفان برنامههاى اصلاحى امام ٧ و بويژه شبكه تبليغاتى معاويه از سوى ديگر، سازماندهى و بسيج نيروها را با مشكل جدّى روبهرو كرده بود. از اين رو، غالبا امام ٧ ناچار مىشد شخصا وارد عمل شود و مردم را توجيه كند و زمينهها و عوامل و چگونگى موضعگيرىهايش را بازگويد. امام ٧ در آغاز آشكار شدن فتنهها و ناچار شدن براى جنگ با فتنهآفرينان فرمود:
وقَد فُتِحَ بابُ الحَربِ بَينَكُم وبَينَ أهلِ القِبلَةِ، ولا يَحمِلُ هذَا العَلَمَ إلّا أهلُ البَصَرِ وَالصَّبرِ وَالعِلمِ بِمَواضِعِ الحَقِّ، فَامضوا لِما تُؤمَرونَ بِهِ، وقِفوا عِندَ ما تُنهَونَ عَنهُ ولا تَعجَلو في أمرٍ حَتّى تَتَبَيَّنوا، فَإِنَّ لَنا مَعَ كُلِّ أمرٍ تُنكِرونَهُ غِيَرا.[١]
درِ نبرد ميان شما و اهل قبله گشوده شد، و اين عَلَم را برندارد، مگر آن كه بينا و شكيبا و آگاه به جايگاه حق است. پس بدانچه شما را فرمان دادهاند، روى آريد و از آنچه شما را بازداشتهاند، دست بداريد و تا چيزى را آشكارا ندانيد، شتاب مياوريد؛ چرا كه ما را در آنچه ناخوش مىداريد، راه ديگرى نيز هست.
با اينكه امام ٧ در توجيه ذهنى مردم، از هيچ فرصتى دريغ نمىكرد و از چرايى مواضع و علل حوادث، براى مردمانْ سخن مىگفت، با اين همه، براى بسيارى دشوار بود كه بپذيرند على ٧ يكسرْ حق مىگويد و موضعى استوار دارد و طلحه، زبير و عايشه، يكسر باطل مىگويند و به راه باطل مىروند.[٢]
[١] نهج البلاغة: خطبه ١٧٣.
[٢] ر. ك: ج ٥ ص ٢٩( مشتبه شدن امور بر كسانى كه چشم بصيرت نداشتند).